و مسجد حمراء كه مسجد يونس بن متى عليه السّلام است و در آن چشمهاى خواهد جوشيد كه بر زمينهاى نمكزار و زمينهاى اطراف آن روان گردد و اما مساجد نفرينشده مسجد أشعث بن قيس و مسجد جرير بن عبد اللّه بجلى ثقيف و مسجد سماك و مسجدى كه در حمراء بر قبر يكى از فراعنه مصر بنا شده است .
[ 262 - خطبهء حضرت على عليه السّلام وقتى فرستادگان او از پيش طلحه و زبير و عايشه بر مىگشتند ]
[ 284 ] 36 - اسماعيل بن رجاء زبيدى مىگويد : هنگامى كه فرستادگان امير مؤمنان عليه السّلام از نزد طلحه و زبير بازگشتند درحالى كه آنان به او اعلام جنگ كرده بودند . امام برخاست پس خدا را ستود و ستايش او را بهجاى آورد و بر محمد صلّى اللّه عليه و إله و خاندان او درود فرستاد آنگاه گفت : اى مردم ! همانا من مراعات اين گروه را نمودم تا دست نگهدارند يا بازگردند و به خاطر پيمان شكنىشان آنان را سرزنش كردم و سركشى آنان را به ايشان شناساندم پاسخ نگفتند هان و اينك فرستادهاى به سوى من گسيل داشتهاند كه براى جنگ آماده شوم . و براى رزم بردبارى بورزم و مىگويند : كه وجود تو پوچى و بيهودگى را براى فرزندان ما به ارمغان آورده است .
مادران فرزند مرده بر آنان بگريند . [ خدا مرگشان دهد ] من نه به جنگ تهديد مىشوم و نه از جنگاورى مىترسم . من به اميد يارى و تأييد و پيروزىايى هستم كه خداوند به من وعده داده است . و همانا من بر باور استوارى از جانب پروردگارم [ پا برجا ] هستم و در كار خود شكى ندارم . اى مردم همانا هيچ برجا ماندهاى آن را باز نمىدارد و هيچ گريزانى آن را ناتوان نمىسازد . هيچ چارهاى از مرگ نيست . هركس [ در جنگ ] كشته نشود [ در بستر ] مىميرد .
همانا برترين مرگها كشته شدن [ در راه خدا ] است . سوگند به كسى كه جان فرزند ابى طالب در دست اوست هزار ضربه شمشير بر من آسانتر از مرگ در بستر است . از طلحه در حيرتم مردم را بر عثمان بن عفان تحريك كرد تا هنگامى كه كشته شد پس با اختيار به من دست يارى داد . آنگاه بيعتم را شكست و براى فرزند عفان از روى ستم به نوحهسرايى پرداخت و خبر مرگ عثمان را پراكنده ساخت و به نزد من آمد به گمان اينكه از من خونخواهى عثمان نمايد .