با رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله در زير سايه درختى بوديم پس شاخهاى از درخت را برگرفت و آن را تكان داد پس برگهايش به زمين ريخت . پس فرمود : آيا از كارى كه كردم از من نمىپرسى ؟ پس عرضه داشتم : اى رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله ما را آگاه كن . پيامبر فرمود : همانا بنده مسلمان هنگامى كه به نماز بر مىخيزد گناهانش از او فرو مىريزد و همانگونه كه برگهاى اين درخت فروريخت .
[ 260 - معنى علم خدا و كلامش ]
[ 282 ] 34 - ابو بصير مىگويد : شنيدم كه امام صادق عليه السّلام مىفرمود : خداوند و الا هميشه به ذات خود آگاه است ولى در محدوده دانش [ ديگران ] در نيايد و هميشه به ذات خود توانا است ولى تحت قدرت [ ديگران ] قرار نمىگيرد پس عرضه داشتم : فدايت شوم . آيا خداوند پيوسته متكلم است . امام فرمود : سخن نوبنياد است . خداوند [ از ازل ] بود ولى سخن وجود نداشت سپس سخن را به وجود آورد .
[ 261 - مساجد كوفه ]
[ 283 ] 35 - خالد بن عرعره مىگويد : شنيدم كه امام على عليه السّلام مىفرمود : همانا در كوفه مساجدى پرخير و بركت و مساجدى نفرينشده وجود دارد . و اما از مساجد پربركت مسجد « غنى » است كه مسجدى پرخير و بركت است . به خدا سوگند قبله آن راست و مستقيم بوده و آن را مردى باايمان بنا نهاده است و آن در بهترين مكان زمين قرار داشته و زمين آن پاك است . و شبها و روزها نمىگذرد مگر آنكه در آن مسجد چشمههايى روان مىگردد . و در كنار آندو باغ قرار دارد و همانا اهل آن ( قبيله غنى ) نفرين شدهاند و آن مسجد از آنان گرفته شده است . و مسجد جعفى مسجدى مبارك است . و چه بسيار شود كه گروهى از دوستان ما از عرب در آن جمع مىشوند و نماز مىگزارند و مسجد بنى ظفر مسجد مباركى است و به خدا سوگند در آن صخرهاى سبز رنگ است كه خداوند هيچ پيامبرى را برنيانگيخت مگر آنكه در آن صخره تصوير چهره او وجود دارد و آن مسجد سهله است .