و اگر من ميان او و آنچه مىخواهد مانعى ايجاد نمىكردم عجب و خودشيفتگى از عملش در قلبش نفوذ مىكرد آنگاه نابودىاش در خودشيفتگى و خشنودى از خود مىبود . پس گمان مىكرد كه بر عبادتگران برترى يافته است و با تلاشش از مرز اهل كوتاهى [ و تفريط در عمل ] عبور نموده است پس به اينگونه از من دور مىشد درحالى كه گمان ميكرد به من نزديك شده است . پس بايستى اهل عمل بر كردار خويش تكيه نكنند هرچند نيكو باشد و گنهكاران از بخشش گناهانشان نااميد نگردند هرچند فراوان باشد . بلكه بايد به رحمت من اعتماد كنند و به احسان من اميد داشته باشند و به لطف ويژه من اطمينان داشته باشند و آن به اين دليل است كه من بندگان خود را به آنچه كه موجب خير و نيكى براى آنان است تدبير مىكنم و من به آنان مهربان و آگاهم .
[ 257 - السلام على النبى ]
[ 279 ] 31 - رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله فرمود : هركس در هركجاى زمين بر من سلام كند آن سلام را دريافت مىدارم و هركس در كنار قبرم به من سلام كند آن را مىشنوم .
[ 258 - ياد گرفتن و ياد دادن و عمل كردن به خاطر خدا ]
[ 280 ] 32 - هركس براى خدا بياموزد و [ عملش را ] به كار بندد و [ به ديگرى ] آموزش دهد در ملكوت آسمانها [ به نام ] بزرگ خوانده مىشود پس گفته مىشود او براى خدا آموخت و [ عملش را ] به كار بست و آموزش داد .
[ 259 - فضيلت نماز ]
[ 281 ] 33 - ابو عثمان مىگويد : با سلمان فارسى - خدايش رحمت كند - زير درختى بوديم . پس شاخهاى از آن را برگرفت و آن را تكان داد پس برگهايش به زمين ريخت . پس گفت : آيا از كارى كه كردم از من نمىپرسى ؟ گفتم : مرا آگاه كن . سلمان گفت :