پس پيامبر فرمود : نگرييد . همانا امت من همچون باغى است كه صاحبش بر [ آبادى ] آن قيام كرده است و بلنداى نخلهاى آن را اصلاح و خانههايش را آباد و برگهاى نخل را حرس نموده است ، پس در سالى گروهى را سير مىگرداند آنگاه در سالى [ ديگر ] گروهى [ ديگر ] را سير مىگرداند آنگاه [ در سال بعد ] گروهى [ ديگر ] را سير مىگرداند پس چهبسا آخرين نخلهاى اين باغ خوشههايى نيكوتر و ساقههايى طولانى داشته باشد . اما اما سوگند به كسى كه به حق مرا به پيامبرى برانگيخت هرآينه عيسى بن مريم گروهى از حواريون خود را در ميان امت من خواهد يافت . راوى گويد : و كعب بن مالك در رثاى جعفر بن ابى طالب و كسانى كه با او شهيد شدند اينگونه سرود :
چشمها آرام شد و اشك چشم تو به شدت فرو مىريزد همانگونه كه ابرهاى مرطوب [ از آسمان ] فرو مىريزند * و گويا درميان اعضاى بدن و جوارح من چيزى همانند شهابى كه [ در آسمان ] داخل مىشود حركت مىكند * از شوق كوچ كسانى كه روزى در ( موته ) و در كنار هم كوشيدند و تلاش كردند و بازنگشتند * پس رنگ ماه درخشان براى از دست دادن آنان تغيير كرد و خورشيد گرفته شد و نزديك بود كه غروب كند * گروهى كه بنيان و پايه آنان از هاشم بر فراز رفت ، نسلى سربلند كه سرورى [ ايشان ] منتقل نگرديد * گروهى كه معبود به وسيله آنان بندگانش را يارى نمود و كتاب نازلشده را بر آنان فروفرستاد * و با هدايت يافتن آنان پروردگار از بندگانش خشنود گشت و با تلاش آنان پيامبر فرستادهشده يارى شد * روسپيدانى كه دستهايشان ديده مىشود كه مىبخشايد و عطا مىكند هنگامى كه زمان قحطى ، غبار خود را در همهجا پراكنده مىكند .
[ 212 - دعاى پيامبر در روز احد بعد از مجروح شدنشان ]
[ 231 ] 44 - ابو سعيد خدرى مىگويد : در روز جنگ احد صورت پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و إله مجروح شد