تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأمالي ( فارسى ) — صفحة 241

مساهمون:

ص٢٤١
مىداند چون موجب ناراحتى اوست و خود در هنگام جلوه‌گرى شهوتش از ناراحت ساختن ديگران ابايى ندارد . اشتباه و نافرمانى مىكند و توبه را آرزو مىكند و اگر عملى مربوط به آخرت بر او عرضه شود به آن رفتار نمىكند . در هنگام درخواست در طلب زياده‌روى مىكند و در هنگام عمل در كردار خود كوتاهى مىكند . پس او به احسان آشنا است ولى در كردار اهل تفريط و كوتاهى مىباشد . از خستگى و ناتوانى بيمارى در دنيا سرعت مىورزد و هنگامى كه بهبود مىيابد اشتباهات را مرتكب مىشود و [ از آنها ] روىگردان نمىشود . از مرگ مىهراسد و از دست رفتن [ فرصت‌ها ] نمىترسد . بر ديگرى به كمتر از گناه خود در هراس است و براى خود بدون هيچ عملى اميد [ نجات ] دارد . درحالى كه بر مردم طعنه زننده و بر خود آسان‌گير است . تا زمانى كه خشنود است اميد به ايمنى و امانت دارد و اگر ناراضى گردد [ هرچيز را ] خيانت مىبيند . اگر در سلامتى به سر برد گمان مىكند كه او توبه كرده است [ و اين سلامت ثمره توبه اوست ] و اگر مبتلا گردد در سلامت طمع مىكند و باز مىگردد . شب را در نماز به سر نمىبرد و روز را به روزه‌دارى سپرى نمىكند . شب را به صبح مىرساند درحالى كه همّ و غم او غذا است و روز را به شب مىرساند درحالى كه نيت او خوردن شام است درحالى كه روزه‌دار نيست . كسى كه بر فراز اوست از او به خدا پناه مىبرد و كسى كه پائين دست اوست از پناه بردن از [ شرّ ] او نجات نمىيابد . هنگامى كه كينه مىورزد در كينه خود هلاك مىشود و هنگامى كه دوست مىدارد در دوستىاش كوتاهى نمىكند . به آسانى خشمناك مىگردد و بر [ ستم ] فراوان ساكت مىماند . پس او مورد اطاعت قرار مىگيرد و خود نافرمانى مىكند و خداوند يارىده است .

[ 156 - قول حذيفه : بدرستى كه راهنما و نشانهء بهشت تا روز قيامت آل محمد صلّى اللّه عليه و إله هستند ]

[ 171 ] 25 - ربيعه سعدى مىگويد به نزد حذيفة بن يمان آمدم و به او گفتم : به آنچه از پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و إله شنيده‌اى يا ديده‌اى برايم سخن بگو تا به آن رفتار كنم . راوى گويد : پس حذيفه به من گفت : بر تو باد به قرآن . پس به او گفتم : به درستى كه من قرآن خوانده‌ام . و به نزد تو آمده‌ام كه برايم سخنى [ غير از آنچه مىدانم ] بگويى . پروردگارا من تو را بر حذيفه گواه مىگيرم كه به نزدش آمدم تا برايم به آنچه از رسول خدا نشنيدم و نديدم سخن بگويد و او مرا از آن بازداشت و آن [ مسائل ] را از من پنهان داشت .