پس حذيفه گفت : اى فلانى ! در سختى [ مراد و مقصود خود را ] رساندى [ بسيار شديد و تند سخن گفتى ] سپس به من گفت : از سخنان طولانى [ حكمتهاى ] كوتاه را دريافت كن و آن را [ حكمتى ] جامع براى تمامى امورت بدان . همانا نشانه بهشت در اين امت آشكار است . به درستى كه پيامبر غذا مىخورد و در بازار ما قدم مىزند . راوى گويد پس به حذيفه گفتم :
نشانه بهشت را برايم بيان نما تا از آن پيروى كنم و نشانه دوزخ را نيز برايم بيان كن تا از آن برحذر باشم . پس حذيفه به من گفت : سوگند به كسى كه جانم در دست اوست همانا نشانه بهشت و راهنمايان به سوى آن تا روز قيامت نشانه حق تا روز قيامت ، خاندان محمد صلّى اللّه عليه و إله هستند و نشانه دوزخ و كفر و راهنمايان به سوى دوزخ تا روز قيامت ، غير از ايشان مىباشند .
[ 157 - كلام حضرت على عليه السّلام با خسش بن معتمر ]
[ 172 ] 26 - حبيش بن معتمر مىگويد : به محضر امير مؤمنان على بن ابى طالب عليه السّلام شرفياب شدم و عرضه داشتم : سلام و رحمت و بركات خدا بر تو اى امير مؤمنان . روز را چگونه به شب رسانديد ؟ حضرت فرمود : روز را به شب رساندم درحالىكه دوستداران خود را دوست مىداريم و دشمنان خود را دشمن مىداريم و دوستان ما روز را به شب مىرسانند در حالى كه سرخوش و شادمان از رحمتى هستند كه از جانب خداوند در انتظار آنان است و دشمنان ما روز را به شب مىرسانند درحالىكه اساس و پايه خود را بر دهانه ريزان دوزخ بنا نهادهاند و گويا آن دهانه دوزخ آن را درون آتش جهنم فروخواهد ريخت و گويا درهاى رحمت براى اهلش باز شده است پس رحمت گواراى اهل رحمت و نابودى و آتش بر دوزخيان باد . اى حبيش هركس دوست دارد بداند كه آيا دوست ما است يا دشمن ، قلب خود را بيازمايد . پس اگر دوستدار ما را دوست مىدارد دشمن ما نيست و اگر دوستدار ما را دشمن مىدارد دوست ما نيست . به درستى كه خداوند فرازمند از دوستداران ما به دوستى پيمان گرفت و در ذكر ( لوح محفوظ ) نام دشمنان ما را نگاشت . ما نجيبيان [ آفريدگان ] هستيم و فرزندان ما كه پيش از ما از دنيا مىروند [ همچون ] فرزندان پيامبرانند .