تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأمالي ( فارسى ) — صفحة 239

مساهمون:

ص٢٣٩

[ 155 - وصيت ابن عباس به پسرش على ]

[ 170 ] 24 - عكرمه مىگويد : شنيدم عبد اللّه بن عباس به پسرش على بن عبد اللّه مىگفت : مىبايست گنجى كه آن را ذخيره مىكنى علم و دانش باشد و به علم بيشتر از گنج طلاى سرخ رغبت و اشتياق داشته باش . پس همانا من سخنى را در نزد تو به وديعه و امانت مىگذارم كه اگر آن را فرا بگيرى به وسيله آن نيكى امر دنيا و آخرت براى تو جمع مىگردد از كسانى مباش كه بدون كردار [ نيك ] اميد به آخرت دارند و توبه و بازگشت به سوى خدا را به خاطر آرزوهاى دراز به عقب مىاندازند . در دنيا سخن دل برگرفتگان را به زبان مىآورند و چون دلبستگان رفتار مىكنند . اگر از دنيا به آنها عطا شود سير نمىگردند و اگر از آن باز داشته‌شود قناعت نمىكنند . از سپاس آنچه به آنان عطا شده است ناتوانند اما در آنچه باقى مانده‌است زيادت مىطلبند و به آنچه خود عمل نمىكنند فرمان مىدهند . نيكوكار دوست مىدارد ولى به كردار آنان عمل نمىكند و بدكاران را دشمن مىدارد ولى خود نيز از آنان است . و مىگويد : عمل نمىكنم تا به سختى و مشقت بيفتم و مىنشينم و آرزو مىكنم . پس او بخشش را آرزو مىكند درحالى كه در گناه و نافرمانى مىكوشد . در طول زندگى با يادآوريها و تذكرات عمرى را به سر آورده . درباره آنچه گذشته است مىگويد : اگر [ اين‌گونه ] رفتار مىكردم و به پا مىداشتم ذخيره و توشه‌اى براى من بود . و در آنچه باقى مانده‌است بدون ناراحتى و نگرانى نافرمانى پروردگارش را مىكند . اگر بيمار گردد از كردار خود پشيمان مىشود و اگر بهبودى يابد ايمن مىشود و فريفته مىگردد و عمل [ نيك ] را به تأخير مىاندازد . تا زمانى كه در عافيت و سلامت به سر مىبرد خود فريفته است و هنگامى كه مبتلا مىشود نااميد مىگردد . اگر چيزى را طلب كند از خود بىخود مىشود و كبر مىورزد و اگر به او ميدان داده شود هلاك مىگردد . نفسش او را بر آنچه گمان مىكند هدايت مىكند نه بر آنچه كه يقين و باور دارد . از روزى به آنچه برايش ضمانت شده است اطمينان ندارد و به آنچه برايش تقسيم شده است قانع نيست . پيش از آنكه خود را خسته و ناتوان سازد چيزى را طلب نمىكند و در آنچه مىطلبد خسته نمىگردد [ در طلب هرچيز افراط و تفريط مىكند و خود را خسته مىسازد ] . اگر بىنياز گردد سركشى مىكند و اگر محتاج شود نااميد مىگردد . پس او زيادت مىطلبد هر چند سپاسگزار نباشد و از جانب خود هر آنچه فزونتر است تباه مىسازد مرگ را ناگوار