پس هنگامى كه زمان وفات فاطمه عليها السّلام فرارسيد به امير مؤمنان سفارش نمود كه امر [ كفن و دفن ] او را بر عهده بگيرد و او را شبانه به خاك سپارد و مزارش را پنهان سازد . پس امير مؤمنان اين امور را بر عهده گرفت و فاطمه را به خاك سپرد و مكان قبر او را مخفى ساخت پس هنگامى كه دستانش را از خاك قبر زهرا پاك كرد اندوه در وجودش برانگيخته و اشكهايش را بر چهرهاش روان گرداند و رو به سوى قبر پيامبر صلّى اللّه عليه و إله كرده و گفت : سلام بر تو اى فرستاده خدا [ سلامى ] از جانب من و دختر محبوب تو و روشنى چشمانت و ملاقاتكننده تو [ در اين شب ] كه در خاك و در بارگاه تو آرميده است . [ دخترى كه ] خداوند اختيار كرده است كه به سرعت به تو بپيوندد . اى فرستاده خدا پس از دختر تو ، مرا توان بردبارى اندك است و پس از [ درگذشت ] بانوى زنان جهان ، خويشتندارى من به سستى و ناتوانى گرائيده است ، اما من كه پيرو راه و روش تو هستم و سختى جدايى تو را ديدهام و اندوهگين گشتهام [ اينك ] شكيبايى ممكن است . به درستى كه اين من بودم كه تو را درميان قبر نهادم پس از آنكه جان گرامىات بر روى سينه من از بدن خارج شد . و با دستان خود چشمانت را برهم نهادم و خود ، امر [ كفن و دفن ] تو را بر عهده گرفتم . آرى و در كتاب خدا پذيرش نيكويى [ از اين اعمال است ] پس « همه ما از خدائيم و به سوى او باز مىگرديم . » [ بقره ( 2 ) : آيهء 156 ] همانا امانتى كه به من سپرده بودى به سوى تو بازگردانده شد . و به صاحبش رسيد و زهرا از من گرفته شد . پس آسمان و زمين چه زشت و نازيبا است . اى فرستاده خدا ! از اين پس اندوه من جاودانه و شبهايم به شب زندهدارى مىگذرد و اندوه همچنان در قلب من به سر مىبرد تا آنروز كه خداوند خانهاى را كه تو در آن ساكنى برايم برگزيند . اندوهى شديد مرا فرا گرفتهاست كه چون زخمى بر جانم نشسته و غمى است كه درونم را برمىانگيزد . چه سريع ميان ما جدايى انداخت و من شكايت خود را به سوى خدا مىبرم و به زودى دخترت تو را آگاه خواهد ساخت كه امت تو چگونه بر ستمكارى بر من و بر عليه حق او ، در كنار هم جمع شدند پس احوال ما را از فاطمه خبر گير . پس چه بسيار حرارت و بغض پرتلاطمى كه در سينهاش وجود داشت و راهى براى بيان و بازگو كردن آن نيافت و به تو خواهد گفت و خداوند ميان ما حكم مىكند كه او بهترين حكمكنندگان است . سلام بر تو اى فرستاده خدا سلام وداع كنندهاى كه از روى ناخشنودى و يا خستهدلى سلام نمىكند . پس اگر [ به سوى خانهام ] روى گردانم از
الأمالي ( فارسى ) — صفحة 235
مساهمون: صادق حسن زاده
ص٢٣٥