[ 149 - به وقوع پيوستن دعاى پيامبر در مورد حضرت على عليه السّلام ]
[ 164 ] 18 - امام صادق عليه السّلام مىفرمايد : هنگامى كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله در بطن قديد [ موضعى در نزديكى مكه ] فرود آمد به على بن ابى طالب عليه السّلام فرمود : اى على ! من از خدا خواستم كه ميان من و تو دوستى برقرار كند و خدا اينچنين كرد . و از او خواستم كه ميان من و تو برادرى برقرار كند و اينچنين كرد و از او خواستم كه تو را جانشين من قرار دهد و اينچنين كرد .
پس مردى از آن جماعت گفت : به خدا قسم ! يك پيمانه از خرما در مشكى كهنه و پوسيده بهتر از آن چيزى است كه محمد از پروردگارش درخواست نمود . چرا فرشتهاى را درخواست نكرده است كه او را بر دشمنش يارى دهد و يا گنجى نطلبيده است كه براى فقر و بيچارگى خود از او كمك گيرد ؟
پس خداوند بلندمرتبه اين آيه را فرستاد « مبادا از بيم آنكه بگويند چرا گنجى بر او نازل نمىشود و يا فرشتهاى همراه او نيامده است بخشى از آنچه را كه به تو وحى شده فروگذارى و دلتنگ شوى . تو فقط هشدار دهندهاى و را مراقب هرچيزى است . » [ هود ( 11 ) : آيهء 12 ]
[ 150 - اعتراض مردى به عبد الملك بن مروان در خطبهاش ]
[ 165 ] 19 - ابو حمزه ثمالى مىگويد : شخصى كه در هنگام سخنرانى عبد الملك بن مروان در مكه در نزد او حاضر بود براى من نقل كرد : آنگاه كه عبد الملك بن مروان به جايگاه موعظه و اندرز از سخن خود رسيد مردى برخاست و گفت : آهسته ، آهسته ، [ صبركن ] به درستى كه شما فرمان مىدهيد و فرمان نمىبريد و باز مىداريد و بازداشته نمىشويد و پند مىدهيد و پند نمىگيريد . آيا مىبايست به عملكرد شما اقتدا كنيم يا از فرمان شما پيروى كنيم ؟ پس اگر گفتيد كه به رفتار و كردار شما اقتدا كنيم ، چگونه به كردار ستمكاران اقتدا مىشود و چه حجتى در پيروى از ستمكارانى است كه اموال پروردگار را درميان خود دستبه دست مىكنند و بندگان خدا را بندگان و خدمتگزاران خود ساختهاند .