تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأمالي ( فارسى ) — صفحة 229

مساهمون:

ص٢٢٩
پيامبر گريست تا از هوش رفت . سپس [ بعد از اينكه به هوش آمد ] فرمود : اى ابن عباس ! دانش پروردگار من درباره آنان پيشى گرفته است . سوگند به كسى كه به حق مرا به پيامبرى برانگيخت هيچ كس از كسانى كه با او به مخالفت برخاسته‌اند و حقش را انكار نموده‌اند از دنيا خارج نمىشود تا خداوند نعمت‌هاى او را تغيير دهد [ و از او بازپس ستاند ] اى ابن عباس ! اگر خواستى خدا را درحالى ملاقات كنى كه از تو خشنود است پس در مسير على بن ابى طالب حركت كن و به هر جايى كه متمايل شد تو نيز به همان سو متمايل شو و او را به عنوان امام خود بپذير و با دشمنان او دشمنى كن و دوستان او را گرامى بدار . اى ابن عباس ! بر حذر باش كه درباره او شكى بر تو راه يابد . پس به درستى كه شك در على كفر ورزيدن به خداى فرازمند است .

[ 147 - حكايت از وهب بن منبّه و جدش در زبور داود ]

[ 162 ] 16 - وهب بن منبّه مىگويد : در زبور داود عليه السّلام سطرهايى را خواندم كه بعضى از آن را به ياد دارم و برخى را فراموش كردم . پس آنچه در ياد دارم اين است كه فرمود : اى داود ! هر آنچه مىگويم بشنو ، و حق آن است كه مىگويم ؛ هركس به نزد من بيايد درحالى كه مرا دوست مىدارد ، [ به يقين ] او را وارد بهشت خواهم كرد . اى داود ، آنچه كه مىگويم ، بشنو كه به حق مىگويم ، هركس درحالى نزد من بيايد كه از گناهانى كه با آنها نافرمانى مرا كرده شرم دارد از او درمىگذرم و آنچه به ياد دارد را از خاطرش پاك مىسازم . اى داود ! هر آنچه مىگويم بشنو و حق آن است كه مىگويم . هركس با يك نيكى به درگاه من بيايد او را در بهشت داخل مىسازم . داود گفت : پروردگارا ! اين نيكى چيست ؟ خداوند فرمود : هركس براى مشكل بنده مسلمانى گشايشى به وجود آورد . پس داود عليه السّلام عرضه داشت : معبود من ! براى همين است كسى كه تو را مىشناسد سزاوار نيست كه اميدش را از تو قطع كند .

[ 148 - سريع‌ترين خوبىها نيكى به ديگران است و سريع‌ترين بدىها بدكارى است ]

[ 163 ] 17 - رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله فرمود : همانا سريع‌ترين خوبيها از نظر پاداش نيكى به ديگران و سريع‌ترين بدىها از نظر كيفر بدكارى [ و تجاوز به حدود الهى ] است و اين عيب براى انسان كافى است كه آن عيبى را در مردم ببيند كه از ديدن آن عيب در خود ناتوان است و چيزى را براى مردم بد برشمرد كه خود توانايى ترك آن را ندارد و اين‌كه همنشين خود را در آنچه به او ربطى ندارد آزار دهد .