خويش از بهشت محروم ساختى .
آدم پاسخ فرمود : پسرم ، با پدرت به نرمى سخن گوى . دشمن از در نيرنگ و فريب بر من وارد شد و به خداوند سوگند خورد كه در سخنانى كه به من مىگويد خيرخواه من است . ابليس به من گفت : اى آدم ! من به خاطر تو اندوهگينم . من تو و همسرت را به سوى درختى راهنمايى مىكنم كه اگر از ميوه آن بخوريد همچون من جاودانه در بهشت خواهيد ماند . او به دروغ به نام خداوند سوگند ياد كرد كه خيرخواه من است و من گمان نمىبردم كه كسى به خداوند سوگند دروغ ياد كند . پس به سوگند او اطمينان نمودم و اينچنين از بهشت رانده شدم . اينك اى فرزندم ! بگو كه آيا خداوند پيش از من بندهاى همچون من را آفريده بود ( تا از او الگو بگيرم و مرتكب چنين گناهى نشوم ) ؟
موسى گفت : آرى ! روزگارى بس طولانى بندگان چون كف آفريده شدهاند .
آنگاه امام صادق عليه السّلام فرمود : آدم و موسى عليهما السّلام برگرد كعبه طواف نمودند و اين ديدار سهبار به وقوع پيوست . « 1 »
سخن ابليس دربارهء اثر جاودانگى درخت ممنوعه ، سخن دروغى نيست . اما اثر جاودانگى درخت ، زمانى پديد مىآيد كه خوردن از آن درخت مباح باشد در حالى كه آدم از خوردن درخت بازداشته شده بود و با خوردن از آن درخت از بهشت رانده شد .
در ضمن آنچه كه موسى در پاسخ آدم گفت كه « در روزگارى بس طولانى بندگان همچون تو آفريده شدهاند » در حقيقت همان علم لدنى و ازلى خداوند دربارهء افعال بندگان است كه پيش از انجام عمل از آن آگاه است .
عبد اللّه بن سنان گويد : در محضر امام صادق عليه السّلام بودم كه از آن حضرت پرسيدند : آدم و همسرش پيش از هبوط به زمين چقدر در بهشت ماندند . آن حضرت فرمودند : خداوند فرازمند غروب روز جمعه از روح خويش در آدم دميد . پس آنگاه حواء را از پهلوى آدم آفريد و آنگاه فرشتگان را فرمان داد تا در برابر آدم سر بر سجده نهند و سپس آندو را در بهشت خويش جاى داد .
هامش
( 1 ) . تفسير عياشى ج 2 ص 10 .