بحمدك و تبارك اسمك و تعالى جدّك . . . »
اقوال ديگرى نيز در اين رابطه وجود دارد . اما آنچه به حقيقت نزديكتر است آن است كه آدم نام امامان معصوم عليهم السّلام را بر زبان جارى نموده است .
در روايتى آمده است : هنگامى كه فرزندان و نوادگان آدم فزونى يافتند آن حضرت را خاموش و ساكت ديدند . از او پرسيدند كه چرا سخن نمىگويى ؟
فرمود : آنگاه كه خداوند مرا از درگاهش بيرون راند از من پيمان گرفت تا پيوسته خاموشى گزينم تا شايد بار ديگر بر آستان حضرتش بازگردم .
در قصص راوندى نقل شده است كه امام باقر عليه السّلام فرمود : آدم از بهشت به سرزمين هند هبوط نمود و خداوند بيت اللّه الحرام را براى او بنا نهاد و آدم گامهايش را بر جاهايى مىنهاد كه موسى در آينده بر آن جاى پاها گام نهاد و ميان گامهاى آدم ، بيابانهاى خشك پديد مىآمد .
نگارنده گويد : آنچه كه در ميان روايات معصومين عليهم السّلام مشهور است اين است كه نخست آدم بر كوه صفا و حواء بر كوه مروه فرود آمدند و حديث شناسان قولى را كه بر خلاف مشهور است بر تقيه مىكنند . در ميان اهل سنت نيز مشهور آن است كه نخست آدم بر كوهى به نام « نوز » در سرزمين « سرنديب » فرود آمد و حواء در « جده » فرود آمد و با اين وجود چه بسا همچون مضمون آيهى
« اهْبِطُوا مِصْراً » ،
آدم و حواء پس از آنكه وارد مكه شده اند بر كوه صفا و مروه فرود آمدهاند .
در « تفسير عياشى » آمده است : امام صادق عليه السّلام از پيامبر روايت نمودهاند كه آن حضرت فرمود : هنگامى كه موسى عليه السّلام به آسمان عروج نمود از خداوند خواست تا با آدم ديدار كند . خواستهء موسى برآورده شد و او در ديدار با آدم به او گفت : پدر ! تو كسى هستى كه خداوند به دست خويش تو را آفريد و بهشت را در اختيار تو نهاد و تنها تو را از يك درخت باز داشت . اما تو نتوانستى بر خود چيره گردى . و ابليس تو را فريفت و تو نيز او را فرمان بردى و چنان شد كه تو خود از بهشت به زمين فرود آمدى و ما را نيز به گناه