مىچرخيدند و از دهانشان مشك و عنبر به سليمان مىپاشيدند .
سپس در آغاز قضاوت ، كبوترى طلايى اندكى از تورات را مىخواند و آنگاه سليمان به قضاوت مىپرداخت . در هنگام قضاوت ، دانشمندان بنى اسرائيل در جانب راست سليمان بر هزار تخت زرين و آراسته به جواهرات تكيه مىزدند و بزرگان و جنيان نيز در جانب چپ سليمان بر هزار تحت سيمين تكيه مىزدند .
اين كارها باعث مىشد كه شاهدان هراسان گردند و به دروغ گواهى ندهند . « 1 »
على بن يقطين از امام كاظم عليه السّلام پرسيد : آيا مىشود كه پيامبرى بخيل باشد ؟ آن حضرت فرمود : نه . او دوباره پرسيد : پس چرا سليمان به خداوند گفت :
« رَبِّ اغْفِرْ لِي وَ هَبْ لِي مُلْكاً لا يَنْبَغِي لِأَحَدٍ مِنْ بَعْدِي »
« 2 »
امام عليه السّلام فرمود : دو گونه پادشاهى وجود دارد ؛ يك پادشاهى كه همراه با ستمگرى است . پادشاهى ديگرى نيز هست كه ولايتى از سوى خداست ؛ همانگونه كه آل ابراهيم و طالوت و ذو القرنين چنين حكومتى داشتند .
سليمان نيز چنين پادشاهى داشت . خداوند گروهى از شياطين را به تسخير سليمان درآورد تا بناهاى عظيمى را براى او بسازند و مرواريدها را از اعماق درياها درآورند . خداوند به سليمان زبان پرندگان را آموخته بود .
آنگاه ابن يقطين گفت : چرا حضرت محمد دربارهء سليمان فرمودهاند كه « رحم اللّه اخى [ سليمان ] ما كان أبخله » آن حضرت فرمودند : به خدا سوگند كه آنچه به سليمان عطا شد و حتى آنچه كه به پيامبران ديگر عطا نشده است همگى نزد ماست .
خداوند دربارهء سليمان فرموده است :
« هذا عَطاؤُنا فَامْنُنْ أَوْ أَمْسِكْ بِغَيْرِ حِسابٍ »
« 3 » .
هامش
( 1 ) . بحار الانوار ج 14 ص 83 تا 85 .
( 2 ) . سوره ص / 35 .
( 3 ) . سوره ص 39 .