تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه قصص الانبياء : تاريخ انبياء از آدم تا خاتم ( فارسى ) — صفحة 43

مساهمون:

ص٤٣
نَفْسِكَ مَا اللَّهُ مُبْدِيهِ وَ تَخْشَى النَّاسَ وَ اللَّهُ أَحَقُّ أَنْ تَخْشاهُ ؛
و [ ياد كن ] آنگاه كه به آن شخص كه خداوند نعمت داده بود و تو نيز به او نعمت داده بودى گفتى : همسرت را براى خود نگاه دار و از خدا پروا داشته باش و در دل خويش چيزى را پنهان مىداشتى كه خداوند آشكاركنندهء آن است و از مردم بيم داشتى و حال آنكه خداوند سزاوارتر است از كه او بيم داشته باشى » . [ مقصود مأمون اين بود كه چگونه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم به جاى اينكه از خداوند بيم داشته باشد از مردم بيم داشت ] . امام عليه السّلام چنين فرمود : پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم براى انجام كارى به خانه پسرخوانده اش زيد بن حارثه رفته بود . پيامبر در خانه با همسر زيد روبرو شد كه مشغول شستشوى خود بود . پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم با ديدن اين منظره فرمود : پاك خداوندى كه تو را آفريده است و مقصود پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم منزّه ساختن خداوند از گفتهء بعضى جاهلان بود كه عقيده داشتند فرشتگان ، دختران خداوند هستند . خداوند به باور دروغين آنان اشاره نموده است كه
« أَ فَأَصْفاكُمْ رَبُّكُمْ بِالْبَنِينَ وَ اتَّخَذَ مِنَ الْمَلائِكَةِ إِناثاً إِنَّكُمْ لَتَقُولُونَ قَوْلًا عَظِيماً ؛
« 1 » آيا خداوند ، شما را به داشتن پسران ، ويژه ساخت و خود از فرشتگان ، دخترانى گرفت ؟ بىگمان سخنى بزرگ [ و ناروا ] مىگوييد » . پس از آن ، پيامبر فرمود : منزّه است خداوند از اينكه فرزندى داشته باشد و فرزندش نياز به تطهير و شستشو داشته باشد . پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم پس از اين سخنان از خانهء زيد رفت . پس از اندكى زيد به خانه آمد و همسرش او را از آمدن پيامبر و سخنان آن حضرت آگاه نمود . زيد معناى سخنان پيامبر را درنيافت و بىدرنگ نزد آن حضر رفت و عرض كرد : اى پيامبر ، همسرم اخلاق ناپسندى دارد و مىخواهم او را طلاق دهم . پيامبر فرمود : اى زيد ! همسرت را نگاه‌دار و تقواى الهى پيشه كن . امّا به
هامش
( 1 ) . سوره اسراء / 40 .