نَقْدِرَ عَلَيْهِ ؛
« 1 » و صاحب ماهى [ يونس ] خشمگنانه به راه خود رفت و گمان كرد كه هرگز بر او تنگ نمىگيريم » .
امام رضا عليه السّلام فرمود : اين آيه دربارهء يونس عليه السّلام است كه از قومش به خشم آمد و يقين كرد كه خداوند عرصه را بر او تنگ نخواهد گرفت و اين معنى در اين آيه نيز آمده است كه
« وَ أَمَّا إِذا مَا ابْتَلاهُ فَقَدَرَ عَلَيْهِ رِزْقَهُ فَيَقُولُ رَبِّي أَهانَنِ ؛
« 2 » و امّا چون او را به بلا بيازمايد و روزى او را بر او تنگ گيرد بگويد :
خداوند مرا خوار داشت » .
هنگامى كه يونس عليه السّلام در شكم ماهى گرفتار شد در تاريكى شكم ماهى و تاريكى دريا و شب ، ندا برآورد :
« لا إِلهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ ؛
« 3 » خدايى جز تو نيست ، تويى كه پاكى و من از ستمكاران بودم » يعنى اگر روزهاى فراغت خويش را در شكم ماهى كارى جز عبادت انجام مىدادم در زمرهء ستمكاران قرار مىگرفتم . پس خداوند خواستهء يونس را برآورده ساخت و او را از شكم ماهى بيرون آورد
« فَلَوْ لا أَنَّهُ كانَ مِنَ الْمُسَبِّحِينَ لَلَبِثَ فِي بَطْنِهِ إِلى يَوْمِ يُبْعَثُونَ ؛
« 4 » و اگر از تسبيحگويان نبود تا روزى كه مردم برانگيخته شوند در شكم ماهى مىماند » مأمون با تحسين امام رضا عليه السّلام در ادامه پرسيد كه معناى اين سخن خداوند چيست كه مىفرمايد :
« حَتَّى إِذَا اسْتَيْأَسَ الرُّسُلُ وَ ظَنُّوا أَنَّهُمْ قَدْ كُذِبُوا جاءَهُمْ نَصْرُنا ؛
« 5 » تا آنجا كه چون پيامبران نااميد شدند و پنداشتند كه به دروغ وعده داده شدهاند ؛ آنگاه بود كه نصرت ما به آنان رسيد » . امام رضا عليه السّلام چنين پاسخ دادند : مقصود آن هنگامى است كه پيامبران
هامش
( 1 ) . سوره انبياء / 87 .
( 2 ) . سوره فجر / 16 .
( 3 ) . سوره انبياء / 87 .
( 4 ) . سوره صافات / 143 و 144 .
( 5 ) . سوره يوسف / 110 .