أَنَا مِنَ الضَّالِّينَ ؛
« 1 » كارى را كه كرده بودى از تو سر زد و [ به خدايى ما ] كافر شدى » موسى عليه السّلام در پاسخ فرعون فرمود : آن كار را هنگامى انجام دادم كه راه را گم كردم و بى خبر وارد يكى از شهرهاى تو شدم
« فَفَرَرْتُ مِنْكُمْ لَمَّا خِفْتُكُمْ فَوَهَبَ لِي رَبِّي حُكْماً وَ جَعَلَنِي مِنَ الْمُرْسَلِينَ ؛
« 2 » آنگاه چون از شما ترسيدم از شما گريختم سپس پروردگارم به من حكمت بخشيد و مرا از پيامبران گردانيد » .
[ پس معلوم شد كه مقصود از كلمهء ضالين در آيه ، اين نيست كه موسى گمراهى فكرى و عملى دارد بلكه مقصود اين بود كه موسى عليه السّلام راه خود را گم كرد و به اشتباه وارد يكى از شهرهاى سرزمين فرعون شد ] همانگونه كه خداوند دربارهء حضرت محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرموده است :
« أَ لَمْ يَجِدْكَ يَتِيماً فَآوى ؛
« 3 » آيا [ خداوند ] تو را يتيم نيافت و سروسامانت داد »
« وَ وَجَدَكَ ضَالًّا فَهَدى ؛
« 4 » و تو را گمراه يافت و راهنمايى نمود » . مقصود از گمراهى حضرت محمّد اين است كه آن حضرت از نظر كافران و مشركان قومش ، گمراه محسوب مىشد و خداوند قوم حضرت محمّد را هدايت نمود تا آن حضرت را به خوبى بشناسند و به او ايمان آورند
« وَ وَجَدَكَ عائِلًا فَأَغْنى ؛
« 5 » و تو را تهيدست يافت و بىنيازت كرد » يعنى با برآورده نمودن دعايت ، تو را [ از ديگران ] بىنياز كرد . مأمون در ادامه پرسيد : معناى اين سخن خداوند چيست كه
« وَ لَمَّا جاءَ مُوسى لِمِيقاتِنا وَ كَلَّمَهُ رَبُّهُ قالَ رَبِّ أَرِنِي أَنْظُرْ إِلَيْكَ قالَ لَنْ تَرانِي ؛
و چون موسى به ميعاد ما آمد و پروردگارش با او سخن گفت ، [ موسى ] گفت : پروردگارا ، خود را به من
هامش
( 1 ) . سوره شعرا / 20 و 21 .
( 2 ) . سوره شعرا / 20 و 21 .
( 3 ) . سوره ضحى / 6 و 7 و 8 .
( 4 ) . سوره ضحى / 6 و 7 و 8 .
( 5 ) . سوره ضحى / 6 و 7 و 8 .