و امّا دربارهء داود عليه السّلام مىتوان گفت كه تنها خطاى او اين بود كه خود را داناترين آفريدهء خداوند مىدانست و هرچند نظرش دربارهء علم خود درست بود ولى دچار خودبزرگبينى شده بود و خداوند مىخواست او را از غفلت خودبزرگبينى برهاند ؛ به همين جهت فرشتهاى را به سوى او فرستاد و داود عليه السّلام ميان آن دو فرشته ستمگرانه داورى ننمود و فقط در داورى خويش شتاب نمود ؛ بلكه طبق آيات داود عليه السّلام به نفر اول كه مىگفت من يك ميش دارم گفت : اگر به راستى موضوع همانگونه باشد كه مىگويى پس در حق تو ستم شده است ؛ و بهتر بود كه داود پيش از آشكار شدن ماجرا ، اين جمله را نيز نمىگفت .
سخنى دربارهء ابراهيم عليه السّلام
از امام صادق عليه السّلام دربارهء آيهء
« بَلْ فَعَلَهُ كَبِيرُهُمْ هذا فَسْئَلُوهُمْ إِنْ كانُوا يَنْطِقُونَ ؛
« 1 » [ ابراهيم گفت : ] بلكه اين [ بت ] بزرگشان اين كار [ شكستن بتها ] را كرده است ؛ اگر [ بتها ] سخن مىگويند از آنها بپرسيد » پرسيدند كه ابراهيم عليه السّلام دروغ گفت كه چگونه بت بزرگ بتها را شكسته است [ و دروغگويى ابراهيم با عصمت او منافات دارد ] .
امام صادق عليه السّلام در پاسخ فرمود : ابراهيم عليه السّلام دروغ نگفت . بلكه گفت : اگر بتها توانايى سخن گفتن دارند از آنها بپرسيد كه آيا بت بزرگ اين كار را كرده است ؟ در حالى كه بتها توانايى سخن گفتن نداشتند .
ديگربار از امام صادق عليه السّلام دربارهء آيهء
« أَيَّتُهَا الْعِيرُ إِنَّكُمْ لَسارِقُونَ ؛
اى اهل كاروان ، شما بىگمان دزد هستيد » پرسيدند كه چگونه يوسف عليه السّلام به برادرانش تهمت دزدى جام زرّين را زد ؟ [ و اين رفتار با عصمت آن حضرت سازگار نيست ] . امام صادق عليه السّلام فرمود : برادران يوسف عليه السّلام به راستى دزد بودند ؛ زيرا آنان يوسف را از پدرش دزديده بودند و از سويى نيز ، غلامان يوسف عليه السّلام به
هامش
( 1 ) . سوره انبياء / 63 .