كه خبر شهادت او به داود رسيد آن حضرت با همسر « اوريا » ازدواج كرد .
امام رضا عليه السّلام با شنيدن سخنان على بن جهم ، پيوسته با دست به پيشانى اش مىزد و مىفرمود :
« إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ » .
آنگاه امام عليه السّلام فرمود : آيا يكى از پيامبران خدا را به رها نمودن و سهلانگارى نماز و ارتكاب فحشاء و قتل اوريا متهم مىسازيد ؟ تنها اشتباه داود عليه السّلام اين بود كه گمان مىكرد خداوند داناتر از او را نيافريده است . خداوند براى باطل نمودن اين پندار داود ، دو فرشته را به شكل انسان نزد داود عليه السّلام فرستاد . يكى از آندو به داود گفت :
اين مرد نود و نه ميش دارد و من يك ميش بيشتر ندارم . او مىخواهد يك ميش را بگيرد و به گوسفندانش بيفزايد . داود عليه السّلام بىآنكه سخنان نفر دوم را بشنود و دليلى بر گفتهء نفر اول بخواهد ، [ با علم نبوّت ] به نفع نفر اول قضاوت نمود .
امام رضا عليه السّلام در ادامه فرمود خداوند نيز فرموده است :
« يا داوُدُ إِنَّا جَعَلْناكَ خَلِيفَةً فِي الْأَرْضِ فَاحْكُمْ بَيْنَ النَّاسِ بِالْحَقِّ ؛
« 1 » اى داود ، ما تو را در روى زمين خليفهء [ خود ] قرار داديم ، پس در ميان مردم به حق داورى كن . خطاى داود عليه السّلام همين بود ؛ نه آن تهمتهايى كه شما بر او روا مىداريد . على بن جهم پرسيد : پس ماجراى همسر اوريا چه بود ؟
امام رضا عليه السّلام پاسخ داد : در روزگار داود عليه السّلام اگر مردى از دنيا مىرفت و يا كشته مىشد همسرش حق ازدواج مجدّد را نداشت . خداوند مىخواست اين حكم را از ميان بردارد ، به همين جهت داود عليه السّلام [ به فرمان خداوند ] پس از شهادت اوريا ، با همسر او ازدواج نمود .
و امّا تأويل سخن خداوند دربارهء حضرت محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم اين است كه يكى از همسران پيامبر ، زينب بنت جحش نام داشت . او روزگارى همسر زيد بن حارثه پسر خواندهء پيامبر بود و هنگامى كه زيد او را طلاق داد با پيامبر ازدواج نمود .
امّا پيامبر ، از ترس تهمت منافقان ، ازدواج خود با زينب را پنهان مىنمود و نام
هامش
( 1 ) . سوره ص / 26 .