گرفت عصمت يافت ؛ و خداوند دربارهء عصمت آدم عليه السّلام فرموده است :
« إِنَّ اللَّهَ اصْطَفى آدَمَ وَ نُوحاً وَ آلَ إِبْراهِيمَ وَ آلَ عِمْرانَ عَلَى الْعالَمِينَ ؛
« 1 » خداوند آدم و نوح و آل ابراهيم و آل عمران را بر جهانيان برگزيد » .
و امّا سخن خداوند دربارهء يونس عليه السّلام اين بود كه يونس گمان كرد كه خداوند بر او عرصه را تنگ نخواهد كرد ، همانگونه كه خداوند مىفرمايد :
« وَ أَمَّا إِذا مَا ابْتَلاهُ فَقَدَرَ عَلَيْهِ رِزْقَهُ ؛
« 2 » و امّا چون او را بيازمايد و روزى را بر او تنگ گيرد » . يعنى خداوند بر يونس نيز عرصه را تنگ خواهد كرد و اگر چنانچه او گمان مىكرد كه خداوند بر آن كار توانايى ندارد بىترديد به كفر گراييده بود . [ ولى او چنين گمانى نكرد ] .
و امّا تأويل سخن خداوند دربارهء يوسف عليه السّلام اين است كه زليخا به گناه و آلودگى روى آورد و يوسف عليه السّلام به قتل زليخا روى آورد و خداوند يوسف را از فتنهء كشتن زليخا نجات بخشيد ؛ همانگونه كه خداوند دربارهء يوسف عليه السّلام فرموده است :
« كَذلِكَ لِنَصْرِفَ عَنْهُ السُّوءَ وَ الْفَحْشاءَ ؛
« 3 » اين گونه بدى و زنا را از او [ يوسف ] برگردانديم .
آنگاه امام رضا عليه السّلام با اشاره به داود عليه السّلام ، از على بن جهم خواست كه شايعههاى مردم دربارهء داود عليه السّلام را بازگو كند .
على بن جهم پاسخ داد : مردم چنين مىگويند كه روزى داود عليه السّلام در محراب نماز ، به عبادت مىپرداخت كه شيطان به شكل پرندهاى بسيار زيبا بر او جلوه كرد . داود نمازش را نيمهكاره رها نمود تا پرنده را بگيرد . پرنده بر پشتبام خانه « اوريا » نشست و داود در پى پرنده بود كه پرنده وارد حياط خانه « اوريا » شد .
داود وارد حياط شد و در همان حال ، همسر « اوريا » را ديد كه خود را مىشويد .
داود شيفتهء همسر اوريا شد و « اوريا » را به جنگ با مشركين فرستاد . هنگامى
هامش
( 1 ) . سوره آل عمران / 33 .
( 2 ) . سوره فجر / 16 .
( 3 ) . سوره يوسف / 24 .