برادران يوسف نگفتند كه شما جام زرّين را دزديدهايد ، بلكه گفتند كه جام زرّين گم شده است و به اين نكته در آيهء بعدى اشاره شده است كه
« ما ذا تَفْقِدُونَ * قالُوا نَفْقِدُ صُواعَ الْمَلِكِ ؛
« 1 » [ برادران يوسف به غلامان يوسف گفتند ] چه چيزى را گم كردهايد ، گفتند : جام زرّين پادشاه را گم كردهايم » . پس يوسف عليه السّلام تهمت دزدى به برادرانش نزده بود .
دوباره از امام صادق عليه السّلام دربارهء آيهء «
إِنِّي سَقِيمٌ ؛
من بيمارم » پرسيدند و گفتند كه ابراهيم عليه السّلام براى اينكه با مردم به بيرون شهر نرود به دروغ گفت كه بيمار است در حالى كه بيمار نبود و دروغ با عصمت ابراهيم عليه السّلام هماهنگى ندارد .
امام صادق عليه السّلام در پاسخ فرمود : ابراهيم بيمارى جسمى نداشت بلكه انديشه اش از باورهاى غلط مردم روزگارش ناخوش بود و در واقع او دروغى نگفته بود و معناى سخنش نارضايتى او از باورهاى مردم بود . و همچنين مىتوان آيهء
« إِنِّي سَقِيمٌ »
را به « سأسقم ؛ به زودى بيمار خواهم شد » تفسير نمود و مقصود سخن ابراهيم عليه السّلام اين بود كه به زودى بيمار خواهد شد ؛ همانگونه كه خداوند در آيهاى به پيامبرش فرموده است : «
إِنَّكَ مَيِّتٌ ،
تو مردهاى » . در روايتى نيز آمده است كه هنگامى كه ابراهيم عليه السّلام گفت : « من بيمارم » مقصودش اين بود كه در غم امام حسين عليه السّلام اندوهگين و بيمارم . « 2 » از امام صادق عليه السّلام پرسيدند كه هنگامى كه ابراهيم عليه السّلام خطاب به خورشيد گفت : « هذا ربّى » آيا مشرك شده بود ؟ امام عليه السّلام فرمود : ابراهيم عليه السّلام لحظهاى به شرك نگراييد و مقصود او از جملهء « هذا ربّى » اين بود كه در پى پروردگار حقيقى خويش بود و براى اينكه پروردگار دروغين مشركان را به آنان نشان دهد چنين گفته بود » . امام صادق عليه السّلام دربارهء آيهء
« وَ ما كانَ اسْتِغْفارُ إِبْراهِيمَ لِأَبِيهِ إِلَّا عَنْ مَوْعِدَةٍ وَعَدَها إِيَّاهُ ؛
« 3 »
هامش
( 1 ) . سوره يوسف / 71 ، 72 .
( 2 ) . بحار الانوار ج 11 ص 76 .
( 3 ) . سوره توبه / 114 .