ولى آن سال هنگامى كه با سدى به آن عظمت روبهرو شدند عقب نشستند و اين وضعيت تا ظهور قائم آل محمد عليهم السّلام ادامه خواهد يافت .
ذو القرنين پس از ساختن سد در ميان مردمى دانشمند از بازماندگان قوم موسى اقامت گزيد كه به حق راه مىنمايند و بدان وسيله به عدل و داد رفتار مىكنند . ذو القرنين در آن هنگام پانصد سال داشت . « 1 » امام باقر عليه السّلام فرمودهاند :
ذو القرنين به همراه ششصد هزار جنگندهء سوارهنظام به زيارت خانه خدا شتافت و هنگامى كه بازمىگشت مردى نورانى را ديد كه مىگفتند او ابراهيم خليل است . او دستور داد تا ششصد هزار اسب را زين و لگام بندند تا با ابراهيم ديدار كند . هنگامى كه ذو القرنين نزد ابراهيم رفت از او پرسيد : چگونه مسافتهاى طولانى را پيمودهاى . او گفت : با گفتن يازده كلمه كه اينچنين اند : سبحان من هو باق لا يفنى سبحان من هو عالم لا ينسى سبحان من هو حافظ لا يسقط سبحان من هو بصير لا يرتاب سبحان من هو قيوم لا ينام سبحان من هو ملك لا يرام سبحان من هو عزيز لا يضام سبحان من هو محتجب لا يرى سبحان من هو واسع لا يتكلف سبحان من هو قائم لا يلهو سبحان من هو دائم لا يسهو « 2 » ؛ منزه است خدايى كه باقى است و نابود نمىشود ؛ منزه خدايى كه داناست و فراموشى نمىپذيرد ؛ منزه است خدايى كه نگهدارنده است و از دست نمىدهد ؛ منزه است خدايى كه بيناست و مغلوب نمىشود ، و منزه است خدايى كه قيوم است و به خواب نمىرود ؛ منزه است خدايى كه پادشاه است و منزه است خدايى كه بزرگوار است و ستم نمىكند ؛ منزه است خدايى كه در پرده است و ديده نمىشود ، منزه است خدايى كه وسعتدهنده است و به سختى نمىافكند ؛ منزه است خداى كه جاودانه است » .
هامش
( 1 ) . بحار الانوار ج 12 ص 183 تا 193 .
( 2 ) . قصص راوندى ص 122 و 123 .