است :
« وَ لَقَدْ راوَدُوهُ عَنْ ضَيْفِهِ فَطَمَسْنا أَعْيُنَهُمْ فَذُوقُوا عَذابِي وَ نُذُرِ
« 1 » و [ قوم لوط ] مهمانانش را از لوط خواستند پس چشمان آنها را كور كرديم ، پس بچشيد عذاب و هشدارهاى مرا . » قوم لوط با ديدن اين صحنه دريافتند كه عذابشان فرارسيده است و جبرئيل به لوط گفت كه از اين سرزمين رخت بربند و خاندان خود را در پاسى از شب بيرون ببر و هيچيك از شما به پشت سرش نمىنگرد مگر همسرت كه عذاب الهى هرآنچه به قومت خواهد رسيد به او نيز مىرسد . در ميان قوم لوط مردى دانشمند بود كه پيوسته پديدار شدن عذاب را در ميان قوم هشدار مىداد . او گفت : نگذاريد كه لوط از ميان شما برود كه او از فرو آمدن عذاب جلوگيرى مىكند . آنان كه مرگ خود را از نزديك مىديدند در برابر خانه لوط گرد آمدند تا نگذارند كه او از خانهاش خارج شود ولى در اين هنگام جبرئيل با عمودى از نور راه خروج از خانه را كه راهى زيرزمينى بود به لوط نشان داد . همسر لوط از رفتن لوط آگاه بود و مى - خواست كه مردم را از اين ماجرا اگاه سازد كه به فرمان خداوند صخرهاى بر رويش افتاد و همانجا جان داد . سحر فرارسيد و جبرئيل به يارى سه فرشته ديگر زمين را از زير لايه هفتم كندند و به آسمان بردند و آنگاه آن زمين را روى قوم لوط واژگون نمودند . در پى آن نيز بارانى از سنگريزههاى سجّيل بر سرشان فرو باريد .
امام صادق عليه السّلام فرمودهاند : هر بندهاى كه كردار زشت قوم لوط را درست انگارد از دنيا نمىرود مگر اينكه به همان عذاب قوم لوط گرفتار شود هرچند انسانها عذاب او را نخواهند ديد . « 2 »
طبرسى رحمه اللّه درباره آيه
« هؤُلاءِ بَناتِي » *
مىگويد درباره اين سخن لوط ، اختلافنظر وجود دارد ؛ برخى گفتهاند كه مقصود لوط همان دختران خودش بود . برخى نيز معتقدند كه چون او پيامبر بود و همچون پدر قوم لوط
هامش
( 1 ) . سوره قمر / 37 و 39 .
( 2 ) . تفسير قمى ج 1 ص 332 تا 337 .