در هنگام پديد آمدن اختلاف به قضاوت مىپرداختند . همچنين آيهى
« وَ تَأْتُونَ فِي نادِيكُمُ الْمُنْكَرَ »
را چنين تفسير نمودهاند : قوم لوط در مجالس و مهمانىهاى خود بىشرمانه باد معده و گلو از خود خارج مىكردند و در ميان ديدگان همگان با يكديگر لواط مىكردند . خداوند نيز عذاب خويش را كه بارانى از سنگ بود بر سر آنها فروريخت . برخى نيز گفتهاند كه عذاب قوم لوط باران سياهرنگى بود كه زمين را فراگرفت . « 1 »
نگارنده گويد : من خودم هنگام نگاشتن اين كتاب شاهد بودم كه آب سياه رنگى همه محلههاى قم را فراگرفت ، آن آب از زير زمين خارج مىشد و خانهها را خراب مىكرد و بسيارى را به هلاكت رساند . سرانجام چند كانال حفر كردند و آن آب را به بيرون شهر هدايت كردند .
امام صادق عليه السّلام فرمودهاند : يكى از نشانههاى فرج آن است كه آب فراوانى شهر قم را فرا خواهد گرفت . اين حادثه بارها در شيراز و شهرهاى ديگرى روى داد اما مهار شد .
ابو بصير گويد : از امام صادق عليه السّلام پرسيدم : آيا پيامبر نيز از بخل به خداوند پناه مىبرد ؟
امام عليه السّلام فرمودند آرى ، آن حضرت هرصبح و شام از بخل به خداوند پناه مىبرد و ما نيز در اينباره به خداوند پناه مىبريم ، زيرا خداوند در قرآن فرموده است
« وَ مَنْ يُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ ؛
« 2 » و هركه از بخل و از خويش نگاه داشته شود چنين كسانى از رستگارانند » .
بخل چنان شوم است كه سرانجام ، قوم لوط را به عذاب درانداخت . آنها در مسير عبور كاروانها بودند و در آغاز از مهمانان به شايستگى پذيرايى مىكردند ولى بعدها به بخل دچار گرديدند و از آنرو كه مهمانهاى آنها روزبهروز بيشتر مىشدند به مهمانان تهمت لواط مىزدند تا مهمان از ميانشان بروند ولى چنان
هامش
( 1 ) . مجمع البيان ج 4 ص 442 .
( 2 ) . سوره حشر / 9 .