تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه قصص الانبياء : تاريخ انبياء از آدم تا خاتم ( فارسى ) — صفحة 244

مساهمون:

ص٢٤٤
پستى دامنگيرشان شد كه اندك‌اندك خود نيز به لواط با يكديگر پرداختند و حتى با مهمانان خود نيز اين عمل زشت را انجام مىدادند و به آنان غرامت مىپرداختند . تنها گروه اندكى از پيروان لوط اين كار زشت را انجام نمىدادند . همانگونه كه قرآن مىفرمايد :
« فَأَخْرَجْنا مَنْ كانَ فِيها مِنَ الْمُؤْمِنِينَ فَما وَجَدْنا فِيها غَيْرَ بَيْتٍ مِنَ الْمُسْلِمِينَ ؛
« 1 » پس هركه را از مومنان در آن شهر بود بيرون برديم ما از مسلمانان جز يك خانه را كه همان خانه لوط بود در انجا نيافتيم . » قوم لوط به طهارت و غسل اعتقاد نداشتند و لوط سى سال در ميان آنان به پند و اندرز پرداخت ولى ثمرى نداشت . لوط خود مردى سخاوتمند و مهمان‌دوست بود و هنگامى كه قومش را از اعمال زشت‌شان پرهيز مىداد قومش او را تهديد كردند كه اگر از پند و اندرزش دست برندارد او را به فضاحت و رسوايى مىكشانند . او نيز از ترس تهمت‌هاى قومش از مهمانان خويش پنهانى پذيرايى مىكرد . لوط و ابراهيم در انتظار فرود آمدن عذاب خداوند بودند ولى خداوند به سبب دوستى و محبت آن دو نفر [ ابراهيم و لوط ] ، بارها عذاب را به تاخير انداخت ولى سرانجام عذاب الهى دررسيد و خداوند براى آرامش ابراهيم ، به دنيا آمدن فرزندش اسماعيل را به او مژده داد . خداوند فرشتگان را شب هنگام به سوى ابراهيم فرستاد تا تولّد فرزندش را به او مژده دهند . ابراهيم با ديدن آن مهمانان با ترس گفت :
« إِنَّا مِنْكُمْ وَجِلُونَ قالُوا لا تَوْجَلْ إِنَّا نُبَشِّرُكَ بِغُلامٍ عَلِيمٍ ؛
« 2 » گفت ما از شما هراسانيم ، گفتند : نترس كه ما تو را به تولّد پسرى دانا مژده مىدهيم » . آنگاه ابراهيم از آنان پرسيد : آيا جز اين مژده ، پيام ديگرى نيز داريد ؟
« قالُوا إِنَّا أُرْسِلْنا إِلى قَوْمٍ مُجْرِمِينَ ؛
« 3 » گفتند : ما به سوى گروهى بزهكار فرستاده شده‌ايم ؟
« قالَ إِنَّ فِيها لُوطاً قالُوا نَحْنُ
هامش
( 1 ) . سوره ذاريات / 35 و 36 . ( 2 ) . سوره حجر / 52 و 53 . ( 3 ) . سوره حجر / 58 .
ترجمه قصص الانبياء : تاريخ انبياء از آدم تا خاتم ( فارسى ) — صفحة 244 | صادق حسن زاده / السيد نعمة الله الجزائري / حسين حسن زاده