تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه قصص الانبياء : تاريخ انبياء از آدم تا خاتم ( فارسى ) — صفحة 245

مساهمون:

ص٢٤٥
أَعْلَمُ بِمَنْ فِيها لَنُنَجِّيَنَّهُ وَ أَهْلَهُ إِلَّا امْرَأَتَهُ ؛
« 1 » ابراهيم گفت : در آنجا لوط است . گفتند : ما به هركس كه در آنجاست داناتريم هرآينه او و خاندانش را برهانيم مگر زنش را . « 2 » اصبغ روايت نموده است كه امير مومنان على عليه السّلام فرموده‌اند : شش خصلت از قوم لوط در ميان امت مسلمانان رواج يافته است : گلوله گلى يا گلوله‌اى كه با كمان رها مىشود ، پرتاب سنگريزه به وسيله ناخن انگشت سبابه ، جويدن آدامس و سقز ، بالا كشيدن پيراهن هنگام تخلى و باز گذاشتن دكمه‌هاى قبا و پيراهن « 3 » . امام باقر عليه السّلام فرموده‌اند : هنگامى كه مىخواست بر قوم لوط عذاب فرود آيد لوط در دل شب به همراه همسر و دخترانش از آن سرزمين رفت ولى همسر لوط در ميانه راه بازگشت تا قوم را از رفتن لوط و دخترانش آگاه سازد در اين ميان جبرئيل سحرگاه از عرش ندا برآورد كه سخن الهى حق است و عذاب لوط حتمى است . آنگاه جبرئيل بال راستش را بر شرق سرزمين قوم لوط و بال چپش را بر غرب آنجا كوبيد و آن سرزمين از زير هفت لايه‌اش كنده شد و به آسمان رسيد به گونه‌اى كه آسمانيان صداى سگ‌ها و خروس‌ها را شنيدند ، آنگاه خداوند به جبرئيل فرمان داد كه زمين را واژگون ساز . جبرئيل نيز چنين كرد و سپس بارانى از سنگ‌ريزه‌هاى سجّيل بر سر قوم لوط فروريخت و آن قوم به همراه سرزمينشان نابود شدند و تنها خانه لوط پابرجا ماند تا عبرت رهگذران باشد . آن سرزمين در اطراف سرزمين شام بود و بر اثر زمين‌لرزه ميان درياى شام و مصر ، صخره‌هاى عظيمى سر از آب بيرون آورد . « 4 » در تفسير على بن ابراهيم آمده است : هنگامى كه ابراهيم از آتش نمرود نجات يافت به سوى بيابانى كه سر راه يمن به شام قرار داشت رفت . او
هامش
( 1 ) . سوره عنكبوت / 32 . ( 2 ) . علل الشرايع ج 2 ص 468 ل . ( 3 ) . خصال ص 331 . ( 4 ) . علل الشرايع ج 2 ص 271 .