تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه قصص الانبياء : تاريخ انبياء از آدم تا خاتم ( فارسى ) — صفحة 229

مساهمون:

ص٢٢٩
ستون‌هاى كعبه را بنا مىنهاد آن نسيم بر گرداگرد كعبه حلقه زد . « 1 » در علل الشرايع آمده است كه ابن عباس گويد : اسبان تازى به گونه‌اى وحشى در بيابان‌هاى شبه جزيره پراكنده بودند . هنگامى كه ابراهيم و فرزندش اسماعيل پايه‌هاى كعبه را پىريزى كردند خداوند به ابراهيم فرمود : اينك گنجى را به شما خواهم بخشيد كه تاكنون به كسى نداده‌ام آنگاه ابراهيم و اسماعيل بر فراز كوه « جياد » در مكه رفتند و ابراهيم ندايى سر داد و همه اسبان سرزمين عرب را به سوى خود خواند . ديرى نگذشت كه هرآنچه اسب در سرزمين عرب بود بر گرد ابراهيم حلقه زدند و در برابر آنان سر فرو آوردند و با آنان انس گرفتند . علاقه‌اى كه اسب به صاحبش دارد از آن هنگام پديد آمد و همچنان اسب‌ها اين گونه بودند تا اينكه در روزگار حضرت سليمان ، اسب‌ها از سليمان نافرمانى كردند و به همين جهت تنبيه شدند و بسيارى از آن‌ها به قيمت اندكى به فروش رسيدند و تنها چهل اسب باقى ماند . « 2 » در علل الشرايع آمده است كه امام صادق عليه السّلام فرموده‌اند : هنگامى كه ابراهيم و فرزندش از ساخت كعبه فراغت يافتند خداوند به ابراهيم چنين فرمان داد كه مردم را به سوى حج‌گزارى و زيارت خانه خدا فرا خواند . ابراهيم چنين ندا در داد : آيا به سوى حج نمىآييد ! همگان نداى ابراهيم را لبيك گفتند ، حتى انسان‌هايى كه در اصلاب و نسل پدرانشان بودند نيز آن حضرت را پاسخ گفتند . پس آن‌كه ده بار نداى ابراهيم را پاسخ گفت ده بار توفيق زيارت خانه خدا را يافت و هركه پنج‌بار آن حضرت را پاسخ گفت پنج‌بار حج نمود و هركه يك‌بار لبيك گفت يك‌بار حج نمود و هركس بنا بر تعداد پاسخ‌هايش به ابراهيم ، توفيق حج‌گزارى يافت و آن كسى كه ابراهيم را پاسخ نگفت توفيق حج‌گزارى نيز نيافت . « 3 » نگارنده گويد : اين حديث نشان مىدهد كه انسان‌هاى موجود توفيق حج
هامش
( 1 ) . من لا يحضره الفقيه ج 2 ص 164 . ( 2 ) . علل الشرايع ج 1 ص 53 . ( 3 ) . من لا يحضر ج 2 ص 132 .