تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه قصص الانبياء : تاريخ انبياء از آدم تا خاتم ( فارسى ) — صفحة 180

مساهمون:

ص١٨٠
مقام به نزد تو آمده‌ام . ابراهيم گفت : آن بنده كيست كه تا پايان عمرم خدمتگزارش باشم . عزرائيل گفت : آن بنده تويى . پس ابراهيم نزد همسرش ساره رفت و بشارت اين خبر را به همسرش داد . « 1 » امام صادق عليه السّلام فرموده‌اند : هنگامى كه فرستادگان خداوند نزد ابراهيم آمدند او براى پذيرايى از آنان گوساله‌اى را كباب كرد . مهمانان گفتند كه از اين غذا نخواهيم خورد تا اينكه آداب غذا خوردن را به ما بياموزى . ابراهيم در پاسخ گفت : هنگام آغاز غذا خوردن ، بسم اللّه بگوييد و هنگام پايان يافتن غذا الحمد للّه گوييد . جبرئيل كه سرآمد فرستادگان خداوند بود به همراهانش گفت : او به راستى بايد خليل خداوند گردد . هنگامى كه ابراهيم را در آتش مىافكندند جبرئيل او را در ميان زمين و آسمان باز گرفت و از او خواست تا چيزى از او طلب كند . ابراهيم گفت : من هيچ‌گاه از تو چيزى نخواهم خواست . « 2 » [ و تنها از خدا حاجت خواهم خواست ] . امام صادق عليه السّلام در روايتى ديگر فرموده‌اند : ابراهيم نخستين كسى بود كه ماسه‌هاى بيابان براى او تبديل به آرد شد و ماجرا از اين قرار بود كه روزى ابراهيم براى به دست آوردن نان و غذايى به روستايى رفت كه يكى از دوستان قديمىاش در آنجا بود . او از نزد دوستش دست خالى و نااميد بازگشت اما چون نمىخواست در نزد همسرش ساره شرمسار گردد خورجين شترش را از ماسه‌هاى بيابان پر كرد و به خانه‌اش بازگشت و به اتاقش رفت . آنگاه ساره خورجين شتر را گشود و آردى مرغوب را در آن يافت و براى ابراهيم نان پخت . ابراهيم با ديدن نان شگفت‌زده شد و از ساره پرسيد : آرد را از كجا آوردى ؟ ساره گفت : آن دوست مصرىات داده است . ابراهيم كه از ماجرا آگاه شده بود به ساره گفت : آرى ، دوست من آرد را فرستاده است ولى او مصرى نيست . در اين هنگام ابراهيم
هامش
( 1 ) . همان مصدر ( 2 ) . علل الشرايع ج 1 ص 49 و 50 .
ترجمه قصص الانبياء : تاريخ انبياء از آدم تا خاتم ( فارسى ) — صفحة 180 | صادق حسن زاده / السيد نعمة الله الجزائري / حسين حسن زاده