پرستان گفتند : كار صالح سحر و جادو بود و تنها شش نفر از آنان به ميان مردم بازگشته و آنچه را كه روى داده بود بازگو كردند . پس از مدتى از ميان آن شش نفر ، يك نفر نيز ديدههاى خود را انكار كرد و او همانكسى بود كه ناقهء صالح را پى نمود و كشت .
محمد بن ابى نصر نقل كرده است كه سعيد بن يزيد گويد : من آن كوه و شكاف ميان آن را ديدهام كه در مسير شام است . « 1 »
امير مؤمنان على عليه السّلام فرمودهاند : مرا در كنار برادرانم هود و صالح به خاك سپاريد .
ابن عباس روايت نموده است كه روزى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله دست على عليه السّلام را گرفت و از خانه بيرون آمده و در ميان مردم چنين فرمود : من از گل رحمت خويش و سه نفر از خاندانم على و حمزه و جعفر آفريده شدهام .
شخصى از پيامبر پرسيد : ايا اينان در روز رستاخيز در ركاب شما خواهند بود ؟
آن حضرت فرمود : در روز رستاخيز چهار نفر سواره وارد محشر مىشوند :
من و على و فاطمه و صالح ؛ نام مركب من « براق » است ، دخترم فاطمه بر شترى به نام « غضباء » سوار خواهد بود ، صالح بر ناقهاش كه آن را كشتند سوار مىشود و على نيز سوار بر ناقهاى بهشتى خواهد بود كه افسارش از ياقوت است و بر پشتش دو جامهء سبزرنگ است .
على ميان بهشت و دوزخ مىايستد و بادى از عرش مىوزد و چهرهء عرق آلود مردم را خشك مىگرداند . پيامبران و فرشتگان مىگويند : بىگمان اين نسيم روحافزا از سوى فرشتهاى تقربيافته يا پيامبرى فرستاده شده است ، اما نداگرى فرياد برمىآورد : اين نسيم برادر پيامبر ، على بن ابى طالب است . « 2 »
در تفسير على بن ابراهيم آمده است : روزى صالح به قومش گفت : اين ناقه يك روز آب اين سرزمين را مىخورد و روز ديگر همگان مىتوانيد از شير سرشار او بياشاميد . هنگامىكه روز شيردهى ناقه مىرسيد آن حيوان در ميانه
هامش
( 1 ) . تفسير عياشى ج 1 تفسير سوره اعراف آيه 54 .
( 2 ) . « خصال » شيخ صدوق ص 204 .