همراهى على با تو آشكار گرديد .
على عليه السّلام و ناقهء صالح با همديگر شباهتهايى دارند ؛ همانگونه كه على عليه السّلام از ميان صخرهاى در خانهء خدا به دنيا آمد ناقه صالح نيز از ميان صخرهها بيرون آمد .
در حالى كه هيچ پيامبر و جانشين پيامبرى چنين ويژگى نداشت .
شباهت ديگر آن است كه امير مؤمنان همواره با دانش و حكمت خويش چشمهء دانش و شناخت را در دل مردم جوشان نگاه داشته بود ، همانگونه كه ناقهء صالح نيز هرروز مردم را از شير خود سيراب مىساخت .
عامل اصلى شهادت على عليه السّلام زنى به نام « قطامه » بود و عامل اصلى كشته شدن ناقهء صالح نيز زنى به نام « زرقاء » بود .
شباهت ديگر آن است كه همانگونه كه پس از شهادت على عليه السّلام مردم بى وفا ، فرزندش حسين عليه السّلام را به شهادت رساندند مردم قوم ثمود نيز بچه ناقه صالح را كه مادرش تازه او را از شير گرفته بود از ميان بردند .
در تفسير آيهء
« تَتَّخِذُونَ مِنْ سُهُولِها »
مفسرين چنين فرمودهاند :
سهل به دشت هموار گويند كه ساختن خانه در آن سختى چندانى ندارد و قوم ثمود كاخهايى را كه در دشتها مىساختند براى ييلاق استفاده مىكردند . در ادامه ، در تفسير آيهء
« وَ تَنْحِتُونَ مِنَ الْجِبالِ بُيُوتاً »
فرمودهاند ؛ قوم ثمود خانههايى را در ميان كوهها مىساختند كه در سردى زمستان براى قشلاق در آن خانهها جاى گيرند . قوم ثمود در منطقهاى به نام « وادى القرى » كه بيابانى در ميان شام و مدينه بود سكونت گزيده بودند ولى قوم عاد در « يمن » مىزيستند . مردمان قوم ثمود بين سيصد تا هزار سال عمر مىكردند . « 1 »
نسب صالح اينچنين بود : صالح فرزند ثمود فرزند عاثر فرزند ارم فرزند سام فرزند نوح .
ابو حمزهء ثمالى روايت نموده است كه امام باقر عليه السّلام فرمود : جبرئيل ماجراى
هامش
( 1 ) . مجمع البيان ج 2 ص 679 .