شده ايمان داريم . آنان كه گردنكشى كردند گفتند : ما بدانچه شما به آن ايمان آوردهايد كافريم . پس ماده شتر را پى كردند ( و آن حيوان را كشتند ) و از فرمان پروردگارشان سر برتافتند و گفتند : اى صالح ، اگر از فرستادگانى ، آنچه ما را وعده مىدهى به ما آر . پس زمينلرزه ( بر اثر صاعقهء آسمانى ) آنان را گرفت تا در خانههاى خويش به رو درافتادند ( و مردند ) پس صالح از آنان روى گردانيد و گفت : اى قوم من ، هرآينه پيام پروردگارم را به شما رساندم و براى شما نيكخواهى كردم و ليكن شما ، نيكخواهان را دوست نداريد . »
خداوند در قرآن دربارهء دربارهء پستى كار قوم ثمود بسيار سخن گفته است تا امت پيامبر برحذر باشند .
پيامبر صلّى اللّه عليه و آله به على عليه السّلام فرمود : اى على ، نخستين شقى در ميان انسانها كسى بود كه ناقهء صالح را پى كرد و شقىترين شخص در ميان امت من كسى است كه ضربهء شمشير بر فرق سرت فرود آورد و محاسن تو را خونين گرداند . « 1 »
در ميان متأخرين كسانى بودند كه تلاش كردند براساس اين فرمودهء پيامبر ، كتابهايى را در همسانى شهادت امير مؤمنان و پى شدن ناقهء صالح بنگارند ؛ زيرا على عليه السّلام آيتى الهى است كه خداوند آن وجود و الا را به وسيلهء حضرت محمد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم به مردم شناساند ؛ همانطور كه خود پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرموده اند : اين نشانه را از من بزرگتر خواهيد يافت .
ابن ابى الحديد معتزلى گويد : پس از طوفان نوح تا زمانهء ما در ميان نژادهاى عرب و عجم و ترك و روم و ديگرنژادها ، مردان دلاور بسيارى درخشيدهاند ولى هيچيك همانند على عليه السّلام نبودند بلكه در يك ويژگى نيز با او همسان نگشتهاند تا چه رسد كه در همهء ويژگىها همسنگ او گردند .
نگارندهء كتاب « قدسيات » گويد : عالمان سنّى چنين گفتهاند كه جبرئيل به پيامبر فرمود : خداوند على عليه السّلام را در باطن همهء پيامبران همراه نمود ولى
هامش
( 1 ) . « عرائس المجالس » ثعلبى ص 63 .