تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه قصص الانبياء : تاريخ انبياء از آدم تا خاتم ( فارسى ) — صفحة 156

مساهمون:

ص١٥٦
مردم پدر عموره را مجبور كردند كه دخترش را زندانى كند و او را گرسنه نگاه دارد . آنان عموره را يك سال با گرسنگى زندانى كردند اما پس از آن او را بيرون آوردند و با شگفتى ديدند كه نورى عظيم در رخسارش پديدار است و بدون غذا زنده مانده است . آنان دليل اين ماجرا را از او پرسيدند . او گفت : من در زندان به خداوند توسل نمودم و خواسته‌هايم را نوح برآورده مىساخت . من اينك همسر نوح گشته‌ام و از او فرزندى به نام « سام » دارم . « 1 » برخى گفته‌اند : نوح دو همسر داشت . يكى « رابعه » نام داشت كه پس از كفر ، به هلاكت رسيد و ديگرى همسر باايمانى بود كه در كشتى ، همراه نوح بود . امام صادق عليه السّلام مىفرمايد : عيد نوروز روزى است كه كشتى طوفان‌زدهء نوح در كنار كوه جودى آرام گرفت . در كتاب « دعوات راوندى » آمده است : هنگامى كه نوح خواست سوار بر كشتى شود عقرب را با خود نبرد . اما آن حيوان با نوح پيمان بست كه هركه اين ذكر را بگويد او را نگزد : « سلام على محمد و آل محمد و على نوح فى العالمين « 2 » » . در كتاب « نوادر راوندى » آمده است كه امير مؤمنان على عليه السّلام فرموده‌اند : نوح و يارانش شش ماه در كشتى به صورت نشسته نماز خواندند زيرا موج‌هاى خروشان چنان كشتى را تكان مىداد كه آنها را پرتاب مىكرد .
هامش
( 1 ) . سعد السعود ص 40 و ص 41 . ( 2 ) . دعوات راوندى ص 129 .