كوهها از اين كار كراهت ورزيدند و تنها كوه جودى بود كه اين كار را پذيرفت .
پس از فروكشكردن طوفان ، كشتى در كنار كوه جودى پهلو گرفت و در آن حال نوح به زبان سريانى گفت : « بارات قنى بارات قنى ؛ يعنى اللهم اصلح . در روايتى ديگر آمده است كه هنگامى كه دماغهء كشتى به كوه جودى برخورد كرد نوح ترسيد و گفت : « يا ماريا اتقن ؛ يعنى پروردگارا امور را درست كن » .
براساس روايتى ديگر نوح در اين هنگام گفت : « يا رحمان اتقن » يعنى پروردگارا ، امور را نيكوگردان . « 1 »
در « غيبت نعمانى » آمده است كه امام صادق عليه السّلام فرمودهاند : خداوند به نوح وحى فرستاد تا هستهء خرمايى را بكارد تا هنگامى كه درخت رشد كرد و به بار نشست هلاكت قوم نوح فرا برسد . نوح ، يارانش را از اين ماجرا آگاه ساخت و هنگامى كه درخت نخل به بار نشست پيروان نوح خواهان فرارسيدن عذاب الهى شدند . اما خداوند به نوح فرمان داد كه درخت نخل ديگرى را بكارد . در اين هنگام ياران نوح سه دسته شدند ؛ گروهى به كفر گراييدند ، گروهى نفاق را در پيش گرفتند و برخى نيز در ايمان خويش استوار ماندند .
هنگامى كه درخت دوم به بار نشست ياران نوح از او خواستند تا به وعدهء خويش عمل كند . ولى خداوند دوباره به نوح فرمان داد كه درخت نخل سومى را بكارد . اينبار نيز ياران باايمان او به سه دستهء كافر و منافق و باايمان تقسيم شدند .
حكمت الهى تا دهبار به تأخير افتاد و هربار از ياران راستين نوح كاسته مىشد . سرانجام مردى از ياران نوح نزد او آمد و گفت : تو چه در انجام حكم الهى به وعدهات عمل نمايى و بر قوم خويش عذاب فرستى و چه عذاب الهى به تأخير افتد ما در راستگويى تو ترديد نخواهيم كرد . در اين هنگام خداوند ياران خاص نوح را با او سوار بر كشتى نمود . « 2 »
در كتاب « قصص » جرير طبرى آمده است : بلندى قامت نوح 360 ذراع بود .
هامش
( 1 ) . بحار الانوار ج 11 ص 338 .
( 2 ) . غيبت نعمانى ص 192 .