تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه قصص الانبياء : تاريخ انبياء از آدم تا خاتم ( فارسى ) — صفحة 159

مساهمون:

ص١٥٩
را بر فراز بلندىها مىساختند تا هنگامى كه عابرى از كنار خانه‌شان بگذرد او را ببينند و مسخره كنند . برخى از مفسران دربارهء آيهء
« أَ تَبْنُونَ بِكُلِّ رِيعٍ
« 1 » ؛ آيا به هر جاى بلندى نشانه‌اى براى بازى و بيهودگى بنا مىكنيد ؟ » قوم عاد برج‌هاى بلندى برپا مىداشتند تا از آن بلندى ، حمام‌ها را ببينند . آن‌ها پندهاى هود را گوش فرا ندادند تا اينكه خداوند باران خود را از آنان دريغ داشت . پس از مدت‌ها ابرى سياه بر فراز سرزمين آنان سايه افكند . همگى خوشحال ندا دادند كه باران خواهد باريد .
« قالُوا هذا عارِضٌ مُمْطِرُنا ؛
گفتند : اين براى ما ابرى باران‌زاست » . اما هود به آنها گفت : اين عذاب خداوند است كه در پى آن بوديد . باد تندى وزيد و همه‌چيز را ويران ساخت ؛ هود و يارانش در اصطبلى پناه گرفتند و از عذاب الهى در امان ماندند ، گردباد در ميان آسمان و زمين همچون ملخ‌ها از هرسو هجوم مىآورد . بادى سرد هفت شب و هشت روز بر قوم عاد وزيد . وهب گويد : آن روزها كه باد وزيد هوا چنان سرد بود كه عرب به آن روزها « ايام العجوز » مىگويند ؛ زيرا مشهور است كه در آن روزها پيرزنى با گروهى همراه شد و در پى او بادى سخت وزيدن گرفت و در روز هشتم پيرزن به هلاكت رسيد . در تفسير على بن ابراهيم آمده است : سرزمين عاد ميان فلات قرار داشت و آنها داراى كشاورزى پرثمر و درختان بيشمار بودند . مردمان قوم عاد داراى اندامى تنومند و پرتوان بودند و عمرى دراز داشتند . خداوند هود را در ميان آنان برانگيخت تا هدايت يابند . اما قوم عاد به آزار او پرداختند . خداوند نيز آنان را هفت سال به خشكسالى گرفتار نمود . هود به كشاورزى مىپرداخت و همسرى داشت كه يك چشمش نابينا بود . گروهى از مردم كه در پى هود بودند به در خانهء او رسيدند و از همسر هود خواستند تا از هود بخواهند براى بر طرف شدن خشكسالى دعا كند . همسر هود با تمسخر پاسخ
هامش
( 1 ) . سوره شعراء / 128 .