نفرين كند ) ولى فرشتگان دوباره از او فرصت ديگرى خواستند . نوح ، سيصد سال ديگر نيز به قومش مهلت داد . هنگامى كه اين زمان نيز سپرى شد و نهصد سال به پايان رسيد خداوند به نوح وحى نمود :
« أَنَّهُ لَنْ يُؤْمِنَ مِنْ قَوْمِكَ إِلَّا مَنْ قَدْ آمَنَ »
« 1 »
نوح قومش را نفرين كرد و فرمود :
« رَبِّ لا تَذَرْ عَلَى الْأَرْضِ مِنَ الْكافِرِينَ دَيَّاراً »
« 2 » .
پس آنگاه خداوند به نوح فرمان داد تا نهال درخت خرمايى را غرس كند .
قوم نوح او را مسخره مىكردند . پنجاه سال سپرى شد و آن نهال درخت خرما ، نخلى تنومند گرديد . سپس نوح فرمان يافت تا با راهنمايى جبرئيل از چوب نخل ، كشتىاى بسازد كه طولش 1200 ذراع و عرضش 800 ذراع و ارتفاعش 80 ذراع بود .
نوح براى ساخت كشتىاش به كمككار نياز داشت ؛ از اينروى خداوند به او وحى فرمود كه در ميان قومش ندا دردهد : هركه در تراشيدن چوبهاى كشتى او را يارى كند تراشههاى بهجامانده از چوبها براى او تبديل به طلا و نقره مىگردد .
گروهى به طمع طلا و نقره به يارى نوح شتافتند ولى بسيارى از مردم او را مسخره مىكردند و مىگفتند : نوح در بيابان و به دور از دريا كشتى مىسازد . « 3 »
امام صادق عليه السّلام مىفرمايد : پيش از آنكه قوم نوح به هلاكت برسند زنان چهل سال نازا بودند . پس از آنكه ساخت كشتى پايان يافت خداوند به نوح فرمان داد تا به زبان سريانى ندا دهد و همهء حيوانات را برگرد خود جمع كند و سپس از هرحيوانى يك جفت نر و ماده به كشتى برد . كسانى كه به نوح ايمان آورده بود بيشتر از هشتاد نفر نبودند . خداوند به نوح فرمود :
« احْمِلْ فِيها
هامش
( 1 ) . سوره هود / 36 .
( 2 ) . سوره نوح / 26 .
( 3 ) . تفسير قمى ج 1 ص 325 و ص 326 .