« مسعودى » در « مروج الذهب » مىگويد : ادريس در زمين سيصد سال زندگى كرد و برخى بيش از اين را نيز نوشتهاند . « 1 »
ابن اثير در « الكامل » گويد : « انوش بن شيث » پس از مرگ پدرش به فرمانروايى رسيد . او هفتصد و پنج سال عمر كرد . پس از او پسرش « قينان » به جانشينى پدرش رسيد و پس از « قينان » ، « مهلائيل » و سپس « يا رد » به پادشاهى رسيدند . پس از او « اخنوخ » كه همان ادريس است به پيامبرى رسيد .
حكيمان يونان ادريس را به نام « هرمس حكيم » مىشناسند . « 2 »
« سيد بن طاوس » در « سعد السعود » به نقل از صحف ادريس مىفرماند : گويا مرگ بر تو وارد گشته ؛ صداى نالهات فزونى يافته و عرق پيشانىات از ترس فرو چكيده است . چيزى نمانده كه مردمك چشمانت به سپيدى كامل درآيد و بى اختيار دهانت كف كند و پيكرت به لرزه افتد و شراب مرگ و سكرات و تلخى آن گلويت را بفشارد ؛ نداى اطرافيان را نمىشنوى و همچون مردارى در ميان خانواده ات بر زمين افتادهاى ؛ تو براى ديگران مايهء عبرت هستى ، پس در حقيقت مرگ ، با خود انديشه كن و بدان كه روزى ، تو نيز به چنگالش گرفتار خواهى شد و هرعمرى هرچند بسيار درازناك باشد باز هم كوتاه و پايانيافتنى است ؛ زيرا هرتازه واردى پس از پايان يافتن مدت ملاقات ، بايد بازگردد ؛ پس اى كسى كه روزى مىخواهى جان سپارى از مرگ پند گير . اى انسان بدان كه مرگ نسبت به گذشته سختتر و در برابر ترس و هول رستاخيز ناچيز است .
در پايان صحف نيز آياتى دربارهء توقفگاه حسابرسى اعمال و صحنهء آخرت ذكر شده است ؛ آيات به گونهاى است كه بزرگان نيز از شنيدن اين آيات به ناتوانى كشيده خواهند شد . « 3 »
هامش
( 1 ) . مروج الذهب ج 1 ص 40 .
( 2 ) . الكامل فى التاريخ ج 1 ص 59 .
( 3 ) . سعد السعود ص 38 .