را به يهوديت و نصرانيت فرا خواندند ( و منحرف نمودند ) ، فرعون كه ادعا مىكرد :
« أَنَا رَبُّكُمُ الْأَعْلى »
و دو نفر نيز از اين امت .
مردى شامى از امير مؤمنان عليه السّلام پرسيد : نخستين كسى كه شعر سرود چه كسى بود ؟
آن حضرت فرمودند : نخستين شاعر ، آدم عليه السّلام بود كه هنگامى كه بر زمين فرود آمد خاك و هواى خوش و وسعت دلانگيز زمين را ديد اما با كشته شدن هابيل ( دنيا در نظرش زشت جلوه كرد و ) چنين سرود :
تغيرت البلاد و من عليها * فوجه الارض مغبّر قبيح
تغير كل ذى لون و طعم * و قلّ بشاشة وجه المليح
يعنى شهرها و ساكنان آنها دگرگون گشتند و چهرهء زمين غبارآلود و زشت گرديد . رنگ و طعم هررستنى و خوراكى تغيير يافت و چهرهء گشاده و خندهرو ، اندك گشت .
ابليس سرودههاى آدم را چنين پاسخ گفت :
تنح عن البلاد و ساكنيها * فبىء بالخلد ضاق بك الفسيح
و كنت بها و زوجك فى قرار * و قلبك من أذى الدنيا مريح
فلم تنفك من كيدى و مكرى * الى ان فاتك الثمن الربيح
فلو لا رحمة الجبار اضحت * بكفك من جنان الخلد ريح
يعنى از روى زمين به سوى بهشت جاودان بازگرد ، زيرا زمين با همهء فراخىاش براى تو تنگ و كوچك گشته است . تو و همسرت در بهشت جاودان آرامش داشتيد و از اندوه اين جهان در امان بوديد .
هرگز از حيله و نيرنگ من بر كنار نخواهى بود تا اينكه همهء سرمايهات از دستت برود .
نگارنده گويد : شايد همهء اين اشعار براى آدم و ابليس نباشد و ديگران بر آن افزوده باشند ولى بههرحال منبع سخن ما كتاب « علل الشرايع » و « عيون