تنومند و نيكو را به درگاه خداوند آورد . پس آنگاه آتشى از آسمان فرود آمد و قربانى هابيل را بلعيد و قربانى او پذيرفته شد .
در اين هنگام ابليس وسوسهگرانه به سراغ قابيل رفت و گفت : اگر اوضاع اين گونه پيش رود به زودى نسل هابيل بر تو فخر خواهند فروخت ، زيرا او نزد پدرت از جايگاه ارزندهترى برخوردار است و قربانىاش پذيرفته شده است ؛ پس بهتر است كه برادرت را بكشى . قابيل نيز چنين كرد و هابيل را به قتل رساند .
آنگاه ابليس ديگربار وسوسهگرانه به قابيل گفت : بىگمان آتش چيزى با عظمت است كه قربانى برادرت را بلعيد ، پس تو نيز آتشكدهاى برپا دار و به عبادت آتش بپرداز تا قربانىات پذيرفته شود . قابيل نيز چنين كرد و او نخستين كسى بود كه آتش را پرستيد و آتشكدهاى برپا داشت .
پس از آنكه هابيل كشته شد پدرش آدم عليه السّلام چهل شبانهروز در قتلگاه هابيل گريست و آن زمين را كه خون فرزندش را در خود فرو برده بود لعنت نمود و آن جايگاه امروزه مسجد جامع بصره است .
آن هنگام كه هابيل كشته شد همسرش « نزله » پسرى به دنيا آورد و آدم نام او را هابيل نهاد . خداوند به آدم عليه السّلام پس از هابيل ، پسرى به نام « شيث » عطا فرمود كه نام ديگرش هبة اللّه بود .
آنگاه خداوند حوريهاى به شكل انسان از بهشت فرو فرستاد كه « ناعمه » نام داشت و به فرمان خداوند شيث با ناعمه ازدواج كرد و دخترى از آنها به دنيا آمد كه نامش را « حوريه » گذاردند . چندى پس از آن خداوند فرمان داد كه حوريه با هابيل كه نوهء حضرت آدم بود ازدواج كند و نسل آدم از اين پيوند به ثمر نشست و پديدار شد .
سرانجام نبوت آدم عليه السّلام به سر آمد و به فرمان خداوند نبوت و علم الهى را به پسرش شيث منتقل كرد و او را به رازدارى و تقيه سفارش نمود تا همچون برادرش هابيل كشته نشود . « 1 »
هامش
( 1 ) . بحار الانوار ج 11 ص 226 .