امام سجاد عليه السّلام فرمود : آتشپرستان ازدواج با محارم خويش را پس از تحريم از سوى خداوند انجام دادند . آيا خداوند حواء را از آدم خلق نفرمود و سپس حواء را براى آدم حلال نمود . اين يكى از احكام الهى است و پس از آن بود كه ازدواج با محارم ، حرام شد . « 1 »
نگارنده گويد : اين روايت را بايد حمل بر تقيه كرد ؛ زيرا اين روايت ، بنابر نظر اهل سنت است .
امام صادق عليه السّلام در روايتى مىفرمايند : نخستين فرزندى كه از آدم و حواء به دنيا آمد دخترى به نام « عتاق » بود . او نخستين كسى بود كه در روى زمين به فساد و سركشى پرداخت و خداوند بر او گرگى به بزرگى فيل و كركسى چهار گوش مسلّط كرد و آندو حيوان ، عتاق را از ميان بردند . پس آنگاه خداوند به آدم و حواء پسرى به نام قابيل داد . هنگامى كه قابيل به سن بلوغ رسيد با دخترى از جنيان به نام « جهانه » ازدواج كرد . پس از قابيل ، خداوند هابيل را به آدم و حواء ارزانى نمود . هابيل نيز با دخترى بهشتى به نام « نزله » ازدواج كرد .
آنگاه خداوند به آدم عليه السّلام فرمان داد تا ميراث نبوت و گنجينهء دانش الهى را به فرزندش هابيل به امانت سپارد و آدم نيز چنين كرد .
قابيل از اين تصميم پدر برآشفت و گفت : اى پدر ! آيا من بزرگتر از هابيل نيستم و بر اين امر سزاوارتر از او نيستم ؟ !
آدم عليه السّلام فرمود : پسرم ! امر به دست خداوند است و خداوند هابيل را بر اين كار برگزيد و اينك اگر مشيت خداوند را نمىپذيرى هريك قربانىاى به درگاه خداوند بياوريد و قربانى هركدام از شما بهتر بود او ميراثدار نبوّت و علم الهى خواهد شد و نشانهء پذيرفته شدن قربانى آن بود كه آتشى از آسمان فرود آيد و قربانى بهتر را ببلعد .
قابيل زمينهاى كشاورزى فراوانى داشت اما اندكى جوى نامرغوب به درگاه خداوند عرضه كرد . هابيل نيز داراى گلّههاى فراوان گوسفند بود . او قوچى
هامش
( 1 ) . « احتجاج » طبرسى ص 314 .