تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه قصص الانبياء : تاريخ انبياء از آدم تا خاتم ( فارسى ) — صفحة 117

مساهمون:

ص١١٧
در تفسير عياشى آمده است : ابو بكر حضرمى از امام باقر عليه السّلام روايت نموده است كه هنگامى كه آدم داراى چهار پسر گرديد خداوند چهار حورى بهشتى را براى ازدواج با پسران آدم به سوى آنان فرستاد و از ازدواج پسران آدم با حوريان بهشتى فرزندانى به دنيا آمدند ؛ پس آنگاه خداوند آن حوريان را دوباره به آسمان فراخواند و اين‌بار آنان را به همسرى چهار جن درآورد و فرزندانى از آنان به دنيا آمدند ؛ پس هرصبرى كه در ميان انسان است از جانب آدم عليه السّلام است و هر زيبايىاى ، از جانب حواء است . و هرزشتى و زشت‌خويى از جانب جن است . « 1 » آن حضرت در روايتى ديگر فرموده‌اند : قابيل به سبب كشتن برادرش ، با شاخ‌هايش در ميان خورشيد آويزان است و همواره در سرماى كشنده و گرماى سوزنده دست و پنجه نرم مىكند تا ( در قيامت ) در آتش خشم خداوند فرو افتد . در فروع كافى آمده است كه از امام صادق عليه السّلام پرسيدند : نخستين دست نوشته‌اى كه نگارش يافت چه بود ؟ آن حضرت فرمودند : خداى فرازمند در « عالم ذر » يكايك پيامبران و فرشتگان و مومنان و كافران را بر آدم و فرزندان او عرضه نمود . هنگامى كه داود عليه السّلام را به آدم معرفى مىنمود آدم از خداوند پرسيد : اين كيست كه جايگاهى چنين فراز دارد ولى عمرش چنين كوتاه است ؟ خداوند فرمود : اين فرزندت داود است كه روزى او را مقرّر داشته‌ام و چهل سال بيشتر براى او قرار ندادم ؛ چرا كه من هرچه را خواهم محو مىكنم و هر آنچه را كه خواهم استوار مىگردانم و اصل كتاب در نزد من است . اينك اگر بخواهى اندكى از عمرت را به او ببخش تا من نيز آن را استوار گردانم . آدم گفت : خدايا ، من شصت سال از عمر خويش را به او بخشيدم . خداوند نيز به جبرئيل و ميكائيل و عزرائيل فرمان داد تا گفتهء آدم را در كتابى بنگارند
هامش
( 1 ) . تفسير عياشى ج 1 ص 215 .