خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ وَ خَلَقَ مِنْها زَوْجَها »
مىگويد : مقصود از زوج در اين آيه ، حواء مىباشد و در چگونگى آفرينش حواء دو قول وجود دارد :
قول اول كه اكثريت آن را پذيرفتهاند آن است كه هنگامى كه خداوند آدم را آفريد او را به خواب فرو برد سپس حواء را از يكى از دندههاى پهلوى چپ آدم آفريد ، پس چون آدم از خواب برخاست حواء را ديد و به او علاقهمند شد ؛ زيرا حواء پارهاى از تن آدم بود . پيروان اين قول به فرمايشى از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله تمسك جستهاند كه « همانا زن از ميان دندههاى آدم آفريده شد و اگر خواهى كه آن را راست گردانى مىشكند ولى اگر او را به همان حالت كج رها سازى مىتوانى از او بهرهمند گردى » .
قول دوم نظر ابو مسلم اصفهانى است كه دربارهء آيهء
« وَ خَلَقَ مِنْها زَوْجَها »
مىگويد : يعنى جنسى مطابق همان نفس ؛ همانگونه كه خداوند در جايى ديگر مىفرمايد :
« وَ اللَّهُ جَعَلَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْواجاً »
و همچنين خداوند مىفرمايد :
« وَ ابْعَثْ فِيهِمْ رَسُولًا مِنْهُمْ » .
رازى در ادامه مىگويد : قول اول ، قوىتر است .
چرا كه خداوند مىفرمايد :
« خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ ؛
شما را از يك نفس آفريد » . زيرا اگر آفرينش حواء ابتدائى و از منشأ ديگرى بود ريشهء آفرينش از دو نفس پديد مىآمد و اين بر خلاف نص صريح آيهء قرآن است . همچنين مىتوان اين گونه پاسخ داد كه كلمهء « من » براى ابتداى غايت است و چون آغاز آفرينش با آدم شروع شده است بنابراين اين سخن درست است كه بگوييم
« خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ »
پاسخ ديگر آن است كه ما پذيرفتيم كه خداوند توان آفرينش آدم را از خاك دارد پس همو مىتواند حواء را نيز از خاك بيافريند و نيازى نيست كه او را از ميان پهلوى چپ آدم بيافريند .
برخى از حديثشناسان نيز مىگويند كه مىتوان گفت : مقصود از آفرينش از نفس واحد ، آفرينش نسل بشر از يك پدر است ؛ همانگونه كه : مىگوييم