تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مئة كلمة لأمير المؤمنين ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 42

مساهمون:

ص٤٢
دارد كه در اينجا نمىگنجد .

بحث سوّم در حواسّ ظاهرى پنجگانه است

نخستين حسّ ، لامسه است : اين حسّ نيرويى است كه در تمام پوست و گوشت پراكنده است ، و هر چه با آن تماس گيرد يا بپيوندد ، ادراك مىكند . و هدف از آن اين است كه چون موجودات زندهء زمينى از عناصر چهارگانه تركيب شده‌اند ، و استوارى حيوان به استوارى عناصر و تباهى او به غلبه يافتن عناصر ( 1 ) مىباشد ، ضرورى است كه براى حيوان نيروى بساوايى باشد تا به وسيلهء آن هر چه بر ضرر اوست درك كند و از آن بپرهيزد و آنچه با او سازگار است بطلبد و به آن نزديك شود . آنچه با اين حس ادراك مىشود ، صفات و حالات چهارگانهء گرما ، سرما ، خشكى ، ترى ، همچنين ، محكمى ، نرمى ، زبرى ، ملاست ، سنگينى ، سبكى مىباشد . يكى از شرايط اين ادراك آن است كه حالت شى لمس شده مخالف با حالت ادراك باشد ، پس يا بايد سردتر يا گرمتر از آن باشد ، چون اگر همان حالت او را داشته باشد محقّقا پوست از آن متأثر نمىشود ، همچون تبدارى كه به سبب گرم بودن مزاج اعضايش گرماى تب خويش را ادراك نمىكند . دوّم حسّ ذائقه ( چشايى ) : و آن نيرويى است كه در عصب گسترده بر روى زبان ترتيب يافته كه سومين جفت از اعصابى است كه از مغز منشعب مىشود . كار اين عصب دريافت مزه هاست بدين گونه كه اين مزه ها با بزاقى كه از غدد بزاقى ترشّح مىكند مخلوط مىگردد و پس از برخورد كردن با اجسام طعم آنها ادراك مىشود . لازم است اين رطوبت بزاقى ذاتا خالى از مزه و طعم باشد تا شايسته براى اين وساطت باشد ، و اگر براى آن ذاتا طعمى باشد يا با طعم ديگرى مركَّب شده باشد ، دريافت مزهء آن شيء محال خواهد بود . بدين سبب است كه وقتى مزهء تلخى بر آن بزاق در دهان

هامش
( 1 ) با توجه به پيشرفت علوم بويژه علم شيمى موضوع عناصر اربعه كه ارسطو اساس طبيعت را بر روى آنها يعنى آب ، آتش ، خاك ، هوا ، استوار ساخته بود از رونق افتاد و عناصر شيميايى فراوانى چون ، اكسيژن ، هيدروژن ، كربن ، نيتروژن ، گوگرد سولفات آمونيم ، الكل ، اسيد سولفوريك ، جوهر شوره ( اسيد نيتريك ) و دهها عنصر ديگر كشف شد امّا بايد به اين حقيقت اعتراف كرد كه بازگشت بيشتر عناصر شيميايى كشف شده به همان چهار عنصر ارسطويى مىباشد يعنى عناصر موجود در طبيعت خارج از آن چهار عنصر نيست . اقتباس از كتب مختلف شيمى . م .
شرح مئة كلمة لأمير المؤمنين ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 42 | ابن ميثم البحراني / صاحبي / مير جلال الدين حسينى ارموى (محدث)