فصل اول در نفس حيوانى و متعلقات آن مىباشد
بحث نخست تحقيق در بارهء نفس حيوانى و گفتارى مختصر در دليل موجود بودن آن است .
گاهى آمادگى تركيب عناصر چهارگانه در كمال ، به درجه اى برتر از تركيب معدن و گياه مىرسد چنان كه آن را در جاى مناسب خود دانسته اى ، در اين هنگام عناصر اربعه كمالى برتر از كمال معدن را مىپذيرد كه همان نفس حيوانى مىباشد ، و تعريف آن اين است كه نفس حيوانى نخستين كمال ( 1 ) جسم طبيعى آلى است كه حسّ و حركت مىپذيرد . در تعريف نفس حيوانى قيد طبيعى را آورده تا از كمال جسم مصنوعى بپرهيزد ، و ذكر قيد اوّل به منظور پرهيز از كمال دوّم است ، چون علم و غير آن ، و با قيد « آلى » از صورت عناصر پرهيز كرد . - دليل موجود بودن نفس حيوانى - دانشمندان گفتهاند : در عضو فلج و بى حسّ نيروى نفسانى موجود است ، چون عناصرى كه براى جدا شدن از يكديگر در ستيزند ، پيش از تركيب شدن جز با نيروى قهرى با هم جمع نمىشوند ، اين حالت با تركيب و پيامدهاى آن مغايرت دارد ، چون نفس حيوانى در مرتبه اى بعد از تركيب عناصر است و تأخر رتبى دارد ، حال اين نيروى قاهر يا نيروى حسّ و حركت است ، و آن در عضو فلج وجود ندارد پس اين فرض نادرست است . يا نيروى قاهر ، قوهء تغذيه است و آن هم باطل است زيرا گاهى با بودن حالت حيوانى نيروى غاذيه باطل مىشود ، و آن گهى قوهء غاذيه در گياه نيز وجود دارد ، پس اگر قوّه غاذيه مهيّاى پذيرش حسّ و حركت باشد البتّه گياه هم استعداد آن دو را خواهد داشت ، يا نيروى قاهر مغاير با دو قسم ياد شده است « يعنى نه نيروى حسّ و حركت است و