وَالَّذِينَ اتَّخَذُوا مَسْجِداً ضِرَاراً وَكُفْراً وَتَفْرِيقاً بَيْنَالْمُؤْمِنِينَ وَإِرْصَاداً لِمَنْ حَارَبَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ مِنْ قَبْلُ وَلَيَحْلِفُنَّ إِنْ أَرَدْنَا إِلَّا الْحُسْنَى وَاللَّهُ يَشْهَدُ إِنَّهُمْ لَكَاذِبُونَ * لَا تَقُمْ فِيهِ أَبَداً لَمَسْجِدٌ أُسِّسَ عَلَى التَّقْوَى مِنْ أَوَّلِ يَوْمٍ أَحَقُّ أَنْ تَقُومَ فِيهِ فِيهِ رِجَالٌ يُحِبُّونَ أَنْ يَتَطَهَّرُوا وَاللَّهُ يُحِبُّ الْمُطَّهِّرِينَ * أَفَمَنْ أَسَّسَ بُنْيَانَهُ عَلَى تَقْوَى مِنْ اللَّهِ وَرِضْوَانٍ خَيْرٌ أَمْ مَنْ أَسَّسَ بُنْيَانَهُ عَلَى شَفَا جُرُفٍ هَارٍ فَانْهَارَ بِهِ فِي نَارِ جَهَنَّمَ وَاللَّهُ لَايَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ * لَايَزَالُ بُنْيَانُهُمْ الَّذِي بَنَوْا رِيبَةً فِي قُلُوبِهِمْ راوى گفت : عكرمه ادامه آيه را چنين خواند : الى انْ تَقَطَّعَ قُلُوُبهمْ وَ اللَّهُ عَليمٌ حَكيمُ . « 1 » 167 - موسى بن اسماعيل براى ما نقل كرد و گفت : حماد بن سلمه ، از هشام بن عُروه ، از پدرش نقل كرد كه گفته است : زمين مسجد قبا از آنِ زنى به نام « ليّه » بود كه الاغ خود را در آنجا مىبست . در همين جا سعد بن خَيْثَمَه مسجدى ساخت . پس گروه مسجد ضرار گفتند : ما در طويلهء الاغ ليّه نماز مىگزاريم ! نه ، هرگز ، به خدا قسم ما مسجدى براى خود مىسازيم و در آن نماز مىگزاريم تا هنگامى كه ابوعامر بيايد و نماز ما را در آن امامت كند . ابوعامر در آن زمان از پيامبر صلى الله عليه و آله گريخته ، به مكه و سپس به شام پيوسته و در آنجا مسيحى شده بود . او در همان سرزمين نيز مرد . در پى ساختن مسجد بود كه خداوند آيات : وَالَّذِينَ اتَّخَذُوا مَسْجِداً ضِرَاراً وَ كُفْراً
تاريخ المدينة المنورة (تاريخ مدينه منوره) (فارسى) — صفحة 67
مساهمون: ابن شبة النميري
ص٦٧
هامش
( 1 ) . توبه / 107 - 110 : آنهايى كه مسجدى اختيار كردند كه مايهء زيان و كفر و پراكندگى ميان مؤمنان است و نيز كمينگاهى است براى كسى كه قبلًا با خدا و پيامبر صلى الله عليه و آله او به جنگ برخاسته بود و سخت سوگند ياد مىكنند كه جز نيكى قصدى نداشتيم ، ولى خداوند گواهى مىدهد كه آنان قطعاً دروغگو هستند . هرگز در آنجا به نماز نايست ؛ چرا كه مسجدى كه از روز نخست بر پايهء تقوا بنا شده سزاوارتر است كه در آن به نماز ايستى . در آن مردانىاند كه دوست دارند خود را پاك سازند و خدا كسانى را كه خواهان پاكىاند دوست مىدارد . آيا كسى كه بنياد كار خود را بر پايهء تقوا و خشنودى خدا نهاده بهتر است يا كسى كه بناى خود را بر لب پرتگاهى مشرف به سقوط پىريزى كرده و يا آن كه در آتش دوزخ فرو مىافتد ؟ و خدا گروه بيدادگران را هدايت نمىكند . همواره آن ساختمانى كه بنا كردهاند در دلهايشان مايه شك و نفاق است مگر آن كه - و به قرائت عكرمه ، تا آن كه - دلهايشان پاره پاره شود ، خداوند داناى سنجيده كار است .
گفتنى است اين حديث مرسل و حسن است . طبرى آن را در جامع البيان ( 17210 ) به اختصار از طريق عمر بن ايوب از سعيد بن جبير نقل كرده است .