158 - حكم بن سيف براى ما نقل كرد و گفت : بَقيّة بن وليد ، از عُتْبَة بن ابىحكم همدانى نقل كرد كه گفته است : طلحة بن نافع برايم حديث كرد و گفت : انس بن مالك و جابر بن عبداللَّه برايم چنين نقل حديث كردند كه - و آنگاه همانند حديث پيشين را نقل كرد و با اين تفاوت كه از ليف و درمنه نام نبرد . « 1 » 159 - محمد بن صباح براى ما نقل كرد و گفت : اسماعيل بن زكريا ، از عاصم ، از ابوقلابه براى ما نقل كرد كه گفته است : تب از پيامبر صلى الله عليه و آله اجازه خواست تا بر او وارد شود . پيامبر صلى الله عليه و آله پرسيد : تو كه هستى ؟ گفت : تب هستم ؛ گوشت را مىخورم و خون را مىمكم . فرمود به سراغ ساكنان قبا برو . تب به سراغ آنان رفت و از آن به سختى افتادند . پس نزد پيامبر صلى الله عليه و آله آمدند و از تب شكايت كردند . فرمود : چه مىخواهيد ؟ اگر دوست داريد از خدا مىخواهم و خدا آن را از ميانتان برمىدارد و اگر هم خواستيد آن را وا مىگذارم تا باقيماندهء گناهانتان را از ميان ببرد . پرسيدند : واقعاً چنين مىكند ؟ فرمود : آرى . گفتند : پس آن را واگذار . پيامبر صلى الله عليه و آله نيز آن را واگذاشت . « 2 » 160 - محمد بن يحيى ، از واقدى ، از افلح بن سعيد ، از ابوكعب قرظى نقل كرد كه گفته است : رسول خدا صلى الله عليه و آله به محلهء قبا آمد ، در حالى كه بيشتر اصحابش در آنجا مسجدى ساخته بودند در آن به سوى بيت المقدس نماز مىگزاردند . پيامبر صلى الله عليه و آله چون بدانجا آمد نماز مردم را امامت كرد و هيچ تغييرى در مسجد نداد . « 3 » 161 - واقدى ، از مُجَمِّع بن يعقوب ، از سعيد بن عبدالرحمان بن رُقَيْش نقل كرد كه گفته است : مسجد بيشتر در جايى بود كه اكنون ستون تراشيده شدهء بيرون شبستان مسجد و واقع در صحن آن در آنجا قرار دارد .
تاريخ المدينة المنورة (تاريخ مدينه منوره) (فارسى) — صفحة 64
مساهمون: ابن شبة النميري
ص٦٤
هامش
( 1 ) . حديث تكرار حديث پيشين است .
( 2 ) . اسماعيل بن زكريا ضعيف است دربارهء عاصم ؛ يعنى همان ابن ابىنجود ترديد و اشكال است ، و ابوقلابه هم تابعى است و از پيامبر صلى الله عليه و آله حديث نشنيده است ؛ از اين روى ، حديث مرسل و ضعيف است ، هرچند احمد آن را به صورت موصول از طريق جابر بن عبداللَّه روايت كرده است .
( 3 ) . مرسل و ضعيف است . سند آن مشتمل بر واقدى ، و او متهم به دروغگويى و روايى متروك است .