تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ المدينة المنورة (تاريخ مدينه منوره) (فارسى) — صفحة 561

مساهمون:

ص٥٦١

از عمره حديث كرد كه گفته است : از عايشه پرسيدم : پيامبر صلى الله عليه و آله در هنگام خلوت گزيدن با زنان خود چگونه بود ؟ گفت : او يكى از مردان شما بود ، خوش خوىترين مردم ، خندان و خوش روى . « 1 » 1039 - موسى بن اسماعيل براى ما نقل كرد و گفت : مهدى بن ميمون ، از هشام بن عروه ، از پدرش ، از عايشه حديث كرد كه چون از او پرسيدند : رسول خدا صلى الله عليه و آله در خانه چگونه بود در پاسخ گفت : جامه خود را مىدوخت ، پاىافزار خود را پينه مىكرد و همه آن كارهايى را كه همه مردان ديگر در خانه انجام مىدهند انجام مىداد . « 2 » 1040 - سعيد بن سليمان براى ما نقل كرد و گفت : منصور بن ابىاسود ، از اعمش ، از مجاهد ، از عبداللَّه بن سائب حديث كرد كه گفته است : من با رسول خدا صلى الله عليه و آله شريك بودم . چون بر او درآمدم پرسيد : آيا مرا مىشناسى ؟ گفتم : شريك تو بوده‌ام ، و تو چه نيكو شريكى هستى كه نه ستيزه مىكنى و نه فريب مىدهى . « 3 » 1041 - هارون بن معروف براى ما نقل كرد و گفت : سفيان بن عيينه براى ما حديث كرد و گفت : رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود : مىدانيد كه من رحمتى هستم هديه شده [ از جانب خداوند ] . برانگيخته شده‌ام تا طايفه‌اى را بلند آوازه كنم و ديگرانى را فرود آورم . « 4 » 1042 - سويد بن سعيد براى ما نقل كرد و گفت : سفيان بن عيينه ، از جعفر بن محمد ، از پدرش نقل كرد كه دربارهء آيهء لَقَدْ جَاءَكُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنفُسِكُمْ « 5 » گفت : يعنى از نكاح ، نه از زنايى كه در جاهليت بود . 1043 - عبيداللَّه بن سعد براى ما نقل كرد و گفت : عمويم يعقوب بن ابراهيم ، از پدرش ، از ابن اسحاق ، از عاصم بن عمر بن قتاده ، از محمد بن كعب قرظى ، از براء بن عازب

هامش
( 1 ) . ابن سعد ( ج 1 ، صص 2 و 91 ) اين حديث را نقل كرده ، و چنان كه در بداية و النهايه ( ج 6 ، ص 50 ) ذكر شده ، ابن عساكر نيز آن را در كتاب خود آورده است .
( 2 ) . احمد ( ج 6 ، صص 121 ، 167 و 260 ) اين حديث را آورده است .
( 3 ) . سند حديث ضعيف است ؛ مشتمل است بر منصور بن ابىاسود ليثى كوفى ، كه به گفتهء ابن حجر در تقريب ، صدوق ولى متهم به تشيّع است .
( 4 ) . حديث مرسل و حسن است .
( 5 ) . توبه / 128 : براى شما پيامبرى از خودتان آمده است .
تاريخ المدينة المنورة (تاريخ مدينه منوره) (فارسى) — صفحة 561 | ابن شبة النميري / صابرى