تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ المدينة المنورة (تاريخ مدينه منوره) (فارسى) — صفحة 557

مساهمون:

ص٥٥٧

نوشته شده است و آنجا آمده كه او نه درشت خوى است ، و نه سختگير ، و نه اهل جنجال در بازار . بدى را به بدى پاسخ نمىدهد ، بلكه از آن چشم فرو مىپوشد و درمىگذرد . « 1 » 1031 - محمد بن سنان براى ما نقل كرد و گفت : فليح بن سليمان براى ما حديث كرد و گفت : هلال بن على ، از عطاء بن يسار برايم نقل كرد كه گفته است : عبداللَّه بن عمرو را ديدم و به او گفتم : برايم از اوصاف پيامبر صلى الله عليه و آله در تورات بگو . گفت : آرى ، به خداوند سوگند ، او در تورات به برخى از همان اوصاف كه در قرآن آمده ياد شده است : « اى پيامبر صلى الله عليه و آله ، ما تو را فرستاديم تا گواه باشى ، مژده دهى ، بترسانى » « 2 » و پناه مردمان باشى . تو بنده و فرستادهء منى كه تو را متوكّل نام نهادم ؛ بنده‌اى كه نه درشت خوى است و نه سختگير و نه اهل جنجال در بازار . بدى را به بدى پاسخ نمىدهد ، از آن درمىگذرد و مىبخشد . خدا جان او را نخواهد گرفت تا آن هنگام كه آيين مردمان را كه به كژى گراييده است راست كند و برپا بدارد و بگويند : خدايى جز اللَّه نيست . پس خداوند به واسطهء او چشم‌هايى كور ، گوش‌هايى كر و دل‌هايى بسته و زنگار گرفته را بگشايد . عطا گويد : پس از چندى كعب را ديدم و از او نيز در اين باره پرسيدم . آنچه او مىگفت با سخن عبداللَّه بن عمرو هيچ تفاوتى نداشت ، جز آن كه به جاى « أعيناً عُميْاً و آذاناً صُمّاً و قُلُوباً غُلفْاً أعين عُمْىٌ و آذان صم و قلوب غلف » گفت . « 3 » 1032 - حَلف بن وليد براى ما نقل كرد و گفت : اسماعيل بن زكريا براى ما از علاء بن مُسيّب و ابراهيم بن ميمون ، هر دو از مسيّب بن رافع ، از كعب حديث كرد كه گفته است : خداوند فرمود : محمد بندهء متوكّل و برگزيدهء من است ، نه درشت خوى است و نه سختگير و نه اهل جنجال در بازار . بدى را به بدى پاسخ نمىدهد و از آن درمىگذرد و مىبخشد . زادگاه او مكه ، هجرت او به مدينه و حكومت او در شام است . امت او نيز سپاسگزار و ستايشگرند و خداوند را بر هر سختى و اندوه هم كه برسد سپاس و ستايش گويند .

هامش
( 1 ) . بيهقى در دلائل ( ج 1 ، ص 377 ) اين حديث را آورده است .
( 2 ) . احزاب / 45 : « يَا أَيُّهَا النَّبِىُّ إِنَّا أَرْسَلْنَاكَ شَاهِداً وَمُبَشِّراً وَنَذِيراً » .
( 3 ) . بخارى در صحيح ( 2125 و 4838 ) و بيهقى در دلائل ( ج 1 ، ص 374 ) اين حديث را آورده‌اند .