« مرا نامهايى است : من محمد ، احمد ، عاقب ، ماحى و حاشر هستم و به پاى خود مردم را برمىانگيزم » . ابوخالد [ : يزيد بن هارون ] گويد : از سفيان بن حسين پرسيدم : عاقب چيست ؟ گفت : آخرين پيامبران . « 1 » 1026 - ابوداوود براى ما نقل كرد و گفت : ابراهيم بن سعد ، از زهرى ، از محمد بن جبير ابن مطعم ، از پدرش برايمان نقل كرد كه گفته است : رسول خدا صلى الله عليه و آله به من فرمود : « مرا نامهايى است : من محمد ، احمد ، عاقب - زهرى گويد : يعنى كسى كه پس از او پيامبر صلى الله عليه و آله نيايد - و ماحى هستم كه خداوند به دست او كفر را از ميان برد » . « 2 » 1027 - ابوداوود براى ما نقل كرد و گفت : مسعودى براى ما حديث كرد و گفت : عمرو ابن مرّه ، از ابوعبيدة بن عبداللَّه ، از ابوموسى نقل كرد كه گفته است : رسول خدا صلى الله عليه و آله نامهاى خود را براى ما فرمود و برخى از اين نامها را به خاطر سپردهايم . فرمود : « من محمد ، احمد حاشر ، متّقى ، نبى [ الرحمه ] « 3 » و التوبه و نبى المَلْحَمَه ام » . « 4 » 1028 - زهير بن حرب براى ما نقل كرد و گفت : جرير ، از اعمش ، از عمر بن مُرّه ، از
تاريخ المدينة المنورة (تاريخ مدينه منوره) (فارسى) — صفحة 555
مساهمون: ابن شبة النميري
ص٥٥٥
هامش
( 1 ) . بخارى ( 3832 ، 4896 ) ، مسلم ( 2354 ) ، ترمذى در سنن ( 2840 ) و در شمائل ( 359 ) ، احمد ( ج 4 ، ص 80 و 84 ) ، حميدى ( 555 ) ، دارمى ( ج 2 ، صص 317 و 318 ) ، طحاوى در مشكل الآثار ( ج 2 ، ص 50 ) ، آجرى در شريعه ( ص 462 ) ، ابن ابىشيبه ( ج 11 ، ص 457 ) ، ابن سعد ( ج 1 ، ص 150 ) ، طبرانى در معجم الكبير ( 1520 ، 1521 ، 1522 ، 1523 ، 1524 ، 1526 ، 1527 ، 1528 ، 1529 ، 1530 ) ، ابونعيم در دلائل ( ش 19 ) ، بيهقى در دلائل ( ج 1 ، صص 152 ، 153 و 154 ) ، بغوى ( 3629 و 3630 ) و ابن عساكر در تاريخ دمشق ( بخش سيرهء نبوى ، ص 12 ، 13 ، 14 ، 15 ، 16 ) اين حديث را از طرقى چند از زهرى به همين مضمون نقل كردهاند .
طيالسى ( 924 ) ، احمد ( ج 4 ، صص 81 ، 83 و 84 ) ، ابن سعد ( ج 1 ، صص 104 و 105 ) ، بغوى در جعديات ( 3445 ) ، طحاوى ( ج 2 ، ص 50 ) ، طبرانى ( 1563 ) ، بيهقى در دلائل ( ج 1 ، صص 155 و 156 ) ، آجرى در شريعه ( 462 و 463 ) و ابن عساكر ( بخش سيره ، ص 17 و 18 ) همين مضمون را از دو طريق از نافع بن جبير ، از پدرش روايت كردهاند . در اين روايت جملهء « وَأنَا الْخاتمَ » نيز افزوده شده است .
( 2 ) . منابع در شمارهء پيشين گذشت .
( 3 ) . افزوده ، مستند به منابعى است كه اين حديث را نقل كردهاند .
( 4 ) . منابع اين حديث همان است كه در شمارهء پسين مىآيد .