صدايش را مىشنيد صداى خود را بسيار پايين مىآورد . راوى گويد : او آن روز را يادآور مىشد . « 1 » 904 - قيس بن عاصم براى ما نقل كرد كه وى خود در جمع هيأتى از بنى سعد به حضور رسول خدا صلى الله عليه و آله رسيد . پيامبر صلى الله عليه و آله از او خواست چيزى بنويسد . در آن روز پيامبر صلى الله عليه و آله چيزهايى به او داد . چون هنگام نماز فرا رسيد گفت : گواهى مىدهم كه خدايى جز اللَّه نيست و محمد فرستادهء خداست . راوى گويد : پيامبر صلى الله عليه و آله براى او قدرى سدر و آب خواست و وى غسل كرد . نماز بر پا شد و او پس از آن ميان ابوبكر و عمر قرار گرفت و ميان آنها ايستاد . چون نماز را به پايان برد گفت : گواهى مىدهم كه خدايى جز اللَّه نيست و محمد فرستادهء اوست . راوى گويد : نه كسى دربارهء آنها [ چيزهايى كه پيامبر صلى الله عليه و آله به او داده بود ] از او پرسيد و نه خود وى آنها را معرفى كرد . « 2 » 905 - محمد بن عباد بن عباد مهلبى براى ما نقل كرد و گفت : پدرم برايم از محمدبن زبير نقل كرد كه گفته است : عمرو بن اهْتم « 3 » ، زِبْرَقان بن بدر « 4 » و قيس بن عاصم به حضور
تاريخ المدينة المنورة (تاريخ مدينه منوره) (فارسى) — صفحة 475
مساهمون: ابن شبة النميري
ص٤٧٥
هامش
( 1 ) . بخارى ( 4367 ، 4845 ، 4847 و 7302 ) ، ترمذى ( 2366 ) ، نسائى در تفسير ( 534 ) ، همو در مجتبى ( ج 8 ، ص 226 ) و واحدى در اسباب النزول ( ش 752 ) اين حديث را نقل كردهاند و سيوطى نيز در درالمنثور ( ج 6 ، ص 83 ) آن را آورده و نقل آن را به ابن منذر و ابن مردويه نسبت داده است .
( 2 ) . حديث را بدين عبارت در منابع نيافتيم . تنها ابن هشام در سيره ( ج 2 ، ص 567 ) از ابن اسحاق دربارهء هيأت بنى تميم نقل كرده است كه چون [ نماز ] را پايان بردند اسلام آوردند . رسول خدا صلى الله عليه و آله نيز آنان را صلههايى شايسته داد .
( 3 ) . عمرو بن اهتم ، ابن سنان بن سمى بن سنان بن خالد بن منقذ بن عبيد بن مقاعص تميمى منقرى ، سخنورو اديبى توانمند بود كه او را به دليل زيبايىاش مكحل مىناميدند . او همچنين شاعرى چيره دست و سخنور بود كه گفتهاند : شعرش به سان حلههاى فاخر در هر سوى گسترده بود . هنگامى كه سجاح ادعاى نبوت كرد ، از او پيروى كرد و سپس به دين اسلام بازگشت و به مسلمانى پاىبند شد . بنگريد به : اسد الغابه ، ج 4 ، ص 87 .
( 4 ) . نام كامل او زبرقان بن بدر بن امروء القيس بن خلف بن بهدلة عوف بن كعب بن سعد بن زيد مناة بن تميم تميمى سعدى است . او را به دليل زيبارويى ، زبرقان - زبرقان از نامهاى ماه است - ناميدند . او به روزگار جاهليت از بزرگان قوم و در روزگار اسلام داراى مرتبهاى بلند بود . بنگريد به اسد الغابه ، ج 2 ، ص 194 .