تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ المدينة المنورة (تاريخ مدينه منوره) (فارسى) — صفحة 474

مساهمون:

ص٤٧٤

راوى گويد : وى نزد شتر خود رفت ، زانوى آن را باز كرد و به نزد خاندان و طايفهء خود برگشت . آنان بر گرد او جمع شدند و نخستين سخنى كه براى آنان بر زبان آورد اين بود كه گفت ! نفرين بر لات و عزّى ! گفتند : اى ضِمام ، از برص و ديوانگى بترس و از جذام پروا كن . گفت : واى بر شما . اين دو [ بت ] نه زيانى مىرسانند و نه سودى . خداوند ، پيامبرى فرستاده و بر او كتابى نازل كرده و او شما را از وصفى كه در آن بوده‌ايد نجات داده است . من گواهى مىدهم كه خدايى جز اللَّه نيست . يگانه و بىانباز است و محمد بنده و فرستادهء اوست . اكنون من از نزد او آمده‌ام و هر چه را بدان امر فرموده و يا از آن نهى كرده با خود آورده‌ام . [ راوى گويد : ] از آن روز به بعد در خاندان او هيچ مرد و زنى كه اسلام نياورده باشد نماند . راوى گويد : عبداللَّه بن عباس مىگفته است : نشنيده‌ايم فرستادهء هيچ قومى برتر از ضِمام بن ثعلبه باشد . « 1 » 903 - مؤمل بن اسماعيل براى ما نقل كرد و گفت : نافع ، از ابن ابىمليكه برايمان حديث كرد كه گفته است : ابن زبير برايم نقل خبر كرد و گفت : اقرع بن حابس به حضور رسول خدا صلى الله عليه و آله رسيد . ابوبكر گفت : اى رسول خدا صلى الله عليه و آله ، او را به اميرى خاندانش بگمار . عمر گفت : اى رسول خدا صلى الله عليه و آله ، مباد او را بگمارى . بدين سان عمر و ابوبكر با هم به بگو مگو پرداختند و صدايشان بر سر همديگر بلند شد . ابوبكر به عمر گفت : تو فقط خواستى با من مخالفت كنى . عمر گفت : من قصد مخالفت با تو نداشتم . پس از اين [ نزاع در حضور پيامبر ] بود كه آيه نازل شد : يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَرْفَعُوا أَصْوَاتَكُمْ فَوْقَ صَوْتِ النَّبِىِّ . « 2 » راوى گويد : از آن پس هر گاه عمر در جايى سخن مىگفت كه رسول خدا صلى الله عليه و آله

هامش
( 1 ) . احمد ( ج 1 ، ص 264 ) ، ابن هشام ( ج 4 ، صص 219 - 221 از ابن اسحاق ) ، ابوداوود ( 487 ) ، بيهقى در دلائل ( ج 5 ، صص 374 و 375 ) ، دارمى ( 652 ) و ابن سعد ( ج 1 ، ص 299 ) اين حديث را نقل كرده‌اند و سند آن نيز حسن است .
( 2 ) . حجرات / 2 : اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد ، صدايتان را از صداى پيامبر صلى الله عليه و آله بلندتر مكنيد .
تاريخ المدينة المنورة (تاريخ مدينه منوره) (فارسى) — صفحة 474 | ابن شبة النميري / صابرى