تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ المدينة المنورة (تاريخ مدينه منوره) (فارسى) — صفحة 40

مساهمون:

ص٤٠

درآيد و آب دهان يا آب بينى بر زمين افكند ، بايد زمين را بكند و آن آب دهان و بينى را بدان گودال بكشاند و به خاك بپوشاند اگر هم نمىتواند چنين كند در جامه خويش آب دهان افكند و آن را بيرون برد » . « 1 » 76 - محمد بن يحيى از يعلى بن عبيد ، از محمد بن سوقه ، از نافع ، از ابن عمر نقل كرده است كه گفت : « هر كس در مسجد آب دهان بيفكند در روز قيامت در حالى برانگيخته شود كه آن آب دهان بر چهرهء اوست » « 2 » 77 - محمد بن يحيى از حكم بن سليم ، از ايوب بن سليمان بن يسار نقل كرد كه پيامبر صلى الله عليه و آله نخامه‌اى بر ديوار مسجد ديد . آن را تراشيد و بر جايش خوشبو كننده‌اى ماليد . « 3 » 78 - موسىبن اسماعيل ما را حديث كرد و گفت : حماد از سعيد جريرى از طاووس نقل كرد كه شبى معاوية بن ابىسفيان در مسجد آب دهان انداخت . پس بيرون شد و با شعلهءآتشى برگشت و به جست و جوى آب دهان خود پرداخت تا آن را يافت و دفن كرد . 79 - موسى ما را حديث كرد و گفت : ابوسفيان حماد زهرى براى ما نقل كرد كه رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود : « به بهشت درآمدم و حسنات و سيئاتى بىشمار از آدميان ديدم و [ نيز ديدم كه ] آب دهان افكندن در مسجد يك گناه و زدودن آن يك حسنه است » . « 4 » 80 - عبداللَّه بن رجاء ما را حديث كرد و گفت : اسرائيل از منصور از ابراهيم براى ما نقل كرد و گفت : آب دهان در مسجد يك گناه است و كفاره‌اش نيز دفن آن . 81 - عمرو بن مرزوق ما را حديث كرد و گفت : شعبه از منصور نقل كرد كه گفت : اين سخن مجاهد را كه آب دهان در مسجد گناه است براى ابراهيم نقل كردم و او افزود : كفاره آن نيز دفن آن است . »

هامش
( 1 ) . ابوداوود ( 477 ) و احمد ( ج 2 ، ص 324 ) هر دو از طريق ابوهريره با سندى صحيح واختلافى اندك در عبارت اين حديث را نقل كرده‌اند .
( 2 ) . چونان كه در مجمع الزوائد ( ج 2 ، ص 19 ) آمده ، بزار اين حديث را نقل كرده است . هيثمى مىگويد : سند حديث مشتمل بر عاصم بن عمر است كه بخارى و گروهى ديگر او را ضعيف دانسته‌اند اما ابن حِبّان نام او را در رديف ثقات آورده است .
( 3 ) . حديث مرسل و ضعيف است .
( 4 ) . حديث مرسل و ضعيف است .